برای تو

سلام خدا بازم منمباز امدم در خونتبگم یه نگاهم به من بکنیاومدم اصلا برات یه قصه بگم که فکر کنم همشو خودت ساختیخدایا می گن وقتی درد می دی خودتم درمون می دیبگذریم از درد من که دچارشمو با هاش کنار اومدم اونم به سختیاما یه جور درد دیگه بهم دادی این درد از درد…

لبخند بزن مرد

رودخونه ها…٬ رودخونه ها…٬ منم میخوام راهی بشمبرم به دریا برسم٬ ماهی بشم…٬ ماهی بشمدلم میخواد اونجا برم که همه دنیا آب باشهتا نرسه دستی به مندلم میخواد دور و برم هزار تا گردآب باشه…٬ هزار تا گردآب باشهرودخونه ها٬ رودخونه ها٬ منم میخوام راهی بشمبرم به دریا برسم٬ ماهی بشم…٬ ماهی بشممن دیگه سرنوشتمو…

وقتی وبلاگ در عاشقی نقش ایفا می کند

بعد از ۹ماه دیدمش. ۵ماهی که تنها با خاطره‌اش گذشت٬ خیلی سخت بود. با وجود اینکه بی.اف داشتم٬ اما تمام فکرم محمد بود. فقط یک ساعت با هم بودیم و تنها دست دادیم و رو بوسی کردیم. تونسته بودم عشقم رو به محمد تحمیل کنم اما بعد به دلایلی خودش خواست کات کنیم. دلایل کاملا…