آن کس که نداند

آن کس که نداند

توی بحث‌های عشق٬ یک سوالی داشتم که حالا با قاطعیت بهش جواب می‌دم. این که آیا ابزار چت٬ یاهو ویا به طور کلی نت در عاشقی نقش ایفا می‌کند یا خیر؟
نت شاید زمینه ساز بشود٬ اما در ملاقات هاست که دو طرف به عشق می‌رسند. اگر خبری در نت هم باشد٬ بیشتر جو گیری است.
با شجاعت تمام اعتراف می‌کنم من هرگز عاشق نشدم. شاید این جمله‌ام تبعات سنگینی برام داشته باشه اما اعتراف این حقیقت به حالم کمک می‌کند.
اما چه طور شد این جمله را که ماهاست به‌آن رسیدم با قاطیت تمام در بلاگم فریاد می‌زنم؟
داشتم تست های بلی-خیر رو برای معافیت می‌زدم که یک‌هو تپش قلب گرفتم٬ بیتاب شدم٬ دوست داشتم برم توی حوض آب یا این که راه برم. دوست داشتم هوای تازه می‌خوردم. پوستم نسیم خنکی رو حس می‌کرد. دیگه تمرکز برای جواب دادن به سوال های مسخره رو نداشتم. یک-سوم اون‌ها رو جواب دادم و سریع از مطب خارج شدم. از پارک ساعی تا چهاراه ولیعصر رو با همون حال قدم زدم و همش «عادت» شادمهر عقیلی رو گوش می‌کردم. بعدش ترمینال غرب و سر کلاس به موقع رسیدم. توی قزوین هم پیاده روی کردم تا رسیدم خونه اما باز حالم بد بود و نمی‌دونستم چرا… .
نیمه شب که پی-سی رو شاد دان کردم و به تخت تنهاییم هام رفتم٬ فهمیدم علتش اون پسره بود. همونی که این چهار جلسه سعی کردم نبینمش. همونی که چشم تو چشم شدیم توی مطب و من کپ کردم و اون سرش رو برگردوند. همونی که به همه سلام داد و من سرم رو از برگم بالا نیاوردم تا جواب سلام بدم. فکر کنم عاشق شدم و خبر ندارم. یا شاید هم این هم یک جوگیریه. اما تاحالا اینقدر تپش قلب نداشتم.
آن کس که بداند و نداند که بداند بیدار کنیدش که بسی خفته نماند
آن کس که نداند و بداند که نداند لنگان خرک خویش به منزل برساند
سه شنبه 7 اردیبهشت ماه سال 1389
کامنت های این مطلب در بلاگ اسکای:
سنگ
سه شنبه 7 اردیبهشت ماه سال 1389 ساعت 02:50 AM
یه کاری برایِ من می کنی ؟اینبار که تویِ مطب دیدیش باهاش حرف بزنشاید تو اونی باشی که اون می خوادواون نیمۀ تو
http://opticalstory.wordpress.com/
درجواب:

–>
غریبه۸۹
چهارشنبه 8 اردیبهشت ماه سال 1389 ساعت 5:32 PM
وای که چقدر قشنگه این احساس .. یه حس پاک و بی گناه .. عاشق شدنو می گم .. اینکه آدم خودشو از اون پنهون میکنه ..گمان نمی کنم که این هم یک هوس باشد ..
http://gharibe89.blogfa.com/
درجواب:

–>
Hot
یکشنبه 12 اردیبهشت ماه سال 1389 ساعت 3:57 PM
وای ماشالا شایان…بزززززن…ببینم اونی که ازش حرف میزنی من که نیستم؟ looooooooool

درجواب:

–>
رضا-40ساله
سه شنبه 14 اردیبهشت ماه سال 1389 ساعت 10:04 AM
کمکی از دست من بر می یاد
http://khoosheh3.blogfa.com/
درجواب:

–>
Hot
چهارشنبه 15 اردیبهشت ماه سال 1389 ساعت 4:22 PM
Shayan Chera blogeto update nemikoni?! Ta jayi ke man ettela daram testhaye Jadid dadi….dar zemn fek konam rasoli comment dade….loooool

درجواب:رسولی ۳۰ سالشه یا ۴۰؟ حرفا میزینی. حس آپیدن نیست

[ثانیه ای بعد آپ کردم]
تلگرافی برای همه (۲)

تلگرافی برای همه (۲)

کاملا احساس تنهایی می‌کنم. کسی نه معنی پست‌های بلاگ منو می‌فهمه و نه معنی پی‌ام های من و نه کسی به پای مکالمات تلفنی من می‌نشینه.
چهارشنبه 1 اردیبهشت ماه سال 1389
کامنت های این مطلب در بلاگ اسکای:
نقطه چین ها. . .
چهارشنبه 1 اردیبهشت ماه سال 1389 ساعت 1:30 PM
خب باید اول برای خودت و بخاطر خودت بنویسی تا دیگران بفهمن و برای تو بگن و درکت کنن!!
http://noghtechinha.blogspot.com/
درجواب:

–>
آدم آهنی
چهارشنبه 1 اردیبهشت ماه سال 1389 ساعت 1:46 PM
کاملا؟؟
http://aadamahani.blogspot.com/
درجواب:

–>
hamlet
چهارشنبه 1 اردیبهشت ماه سال 1389 ساعت 2:03 PM
آخی.. من نصف شبی نشستم دارم میخونمت.. درکت هم میکنم. احساس تنهایی چرا میکنی!؟

درجواب:

–>
خشایار
چهارشنبه 1 اردیبهشت ماه سال 1389 ساعت 4:02 PM
چه اقدامی غیر از وبلاگ نوشتن انجام دادی ؟ آیا از کسی خواستی که به حرفات گوشکنه ؟ یا معنی پست هات رو به کسی شرح دادی تا بتونه بفهمه ؟
http://www.pesarekhaste.blogspot.com/
درجواب:

–>
غریبه(امید آخر)
چهارشنبه 1 اردیبهشت ماه سال 1389 ساعت 10:27 PM
مهم این نیست که دیگران بفهمن مهم اینکه با نوشتن مشکلت رو بفهمی شایدم سبکترش کنی

درجواب:

–>
سنگ
پنجشنبه 2 اردیبهشت ماه سال 1389 ساعت 02:43 AM
عزیزمانسانتنهاو جدا افتاده استمن و توهم همینطور
http://opticalstory.wordpress.com/
درجواب:

–>
My Dozdedelha
پنجشنبه 2 اردیبهشت ماه سال 1389 ساعت 1:25 PM
خوب پر پرواز که داری…
http://www.dozdedelha.wordpress.com/
درجواب:

–>
فرشاد
شنبه 4 اردیبهشت ماه سال 1389 ساعت 12:26 PM
منم بعضی وقتها همچین حسی دارم. زیاد سخت نگیر درست میشه{دلداری الکی}{چشمک}
http://www.eslamshahrg.blogfa.com/
درجواب:

–>

پر پرواز

پر پرواز

این دوره جدید که خواستم دوباره منجم رو روبه راه کنم برای سرچ! تصمیم گرفتم نیک‌نیمم رو تغیر بدم. یکی دوتا انتخاب کردم و تغیر دادم اما آخر هم برگشتم به نیک‌نیمی که از دوسال پیش انتخاب کرده بودم. من همون چیزی بودم و موندم که از اول بودم. همون «عاشق بی‌معشوق»ی که بودم و هستم. کسی که همه چیز و همه کس رو دوست داره اما کسی اونو دوست نداره.
توی پیجم دوستی رو اینطور تعریف کردم:
دوست خوب دست منه٬ چون به من یاری میرسونه. دوست خوب ذهن منه٬ چون به سود من تصمیم می‌گیره. دوست خوب قلب منه٬ چون برای من می‌تپه. من‌هم دست٬ ذهن و قلب دوستم هستم.
و جای دیگه توی تعریف خودم گفته بودم «مهربانم» و اینجوری ادامه دادم:
آنقدر که اگر تو و من با یک طناب از لبه پرتگاه آویزان باشیم و طناب تحمل وزن هردوی ما رو نداشته باشه٬ من طناب خودم رو پاره می‌کنم تا تو بمونی.
اما تو این دنیا جدای از همه تعارف بازی‌ها٬ کسی طنابشو برام باز نمی‌کنه. اولش این موضوع برام سخت بود. اما حالا می‌تونم درکش کنم. چون یواش یواش دارم مثل همه آدما٬ فقط به خودم و منافع مادی و معنوی خودم فکر می‌کنم. امید وارم یکی بیاد و پرواز کردن رو به یادم بیاره.
پنجشنبه 26 فروردین ماه سال 1389
کامنت های این مطلب در بلاگ اسکای:
نقطه چین ها. . .
پنجشنبه 26 فروردین ماه سال 1389 ساعت 1:52 PM
تفاوت از منجم تا دنیای واقعی زیاده..اما تعاریف شاعرانه قشنگی بودن.. 🙂
http://noghtechinha.blogspot.com/
درجواب:

–>
غریبه(امید آخر)
پنجشنبه 26 فروردین ماه سال 1389 ساعت 3:09 PM
آدمهایی که از عشقشون می گذرند مثل کسی هستن که طناب رو پاره می کنه و کسایی که عاشق می شن مثل اینکه یه طناب کمکی براش می فرستن
پرواز از یاد رفتنی نیست بعضی موقع ها خسته می شی تا یه جا می شینی تا استراحت کنی اما این استراحته انگار بهت مزه داده:)
http://omidegharibe.blogfa.com/
درجواب:

–>
حسن جووون
جمعه 27 فروردین ماه سال 1389 ساعت 04:47 AM
اره فقط باید خودت به فکر خودت باشی
http://gaytop.blogfa.com/
درجواب:

–>
غریبه(امید آخر)
جمعه 27 فروردین ماه سال 1389 ساعت 10:26 PM
اشتباه گرفتی.من فقط غریبه ام

درجواب:

–>
سنگ
شنبه 28 فروردین ماه سال 1389 ساعت 01:26 AM
شاید این رسم روزگاره که انسان انقدر تنها ست که حتیگاهی دست و پا و اندام دیگه اش هم باهاش یاری نمی کننچه برسهبه نفر دوم
http://opticalstory.wordpress.com/
درجواب:

–>
فرهاد
شنبه 28 فروردین ماه سال 1389 ساعت 10:56 AM
عزیزم ! خوبه تو این دنیا هممون یاد بگیریم که زندگی بیش از ۲ وجه داره. اینجور نیست که یا لازم باشه برای دیگران فنا بشیم یا دیگران رو بخاطر بقای خودمون فنا کنیم. بین این دو نقطه، میلیونها نقطه و تصمیم و امکان دیگر هم هست. با اجازه لینکتو برقرار کردم. امیدوارم شما هم قابل بدونی و …
http://khaterehayeshabdiz.blogspot.com/
درجواب:

–>
فرشاد
چهارشنبه 1 اردیبهشت ماه سال 1389 ساعت 07:06 AM
سلام. راستش من دیگه حوصله توضیح دادن و این چیزا رو ندارم. یه بحثی تو این وبلاگ یکی از استریتها که مینویسم پیش اومده دارن ما رو میکوبن. اگه وقت کردی برو یه نظری بده. http://www.click3.blogfa.com
http://eslamshahrg.blogfa.com/
درجواب:

فرشاد
چهارشنبه 1 اردیبهشت ماه سال 1389 ساعت 07:11 AM
راستی اونجا که گفتی دوست خوب دست منه کمی ایهام داشت نه؟!!{نیشخند}

درجواب:

بک آپ

بک آپ

این وبلاگ به یکی از دلایل زیر مسدود شده است
دستور مراجع قانونی جهت مسدود سازی وبلاگ
تخطی از قوانین استفاده از سایت
انتشار محتوای غیر اخلاقی یا محتوایی که براساس قوانین کشور تخلف است
[BLOGFA.COM]
با وجود اینکه به تمامی بچه‌های بلگستان لایف جی تاکید می‌کردم و می‌کنم از بلاگفا و پرشین‌بلاگ استفاده نکنند٬ اما علیرضا (پرشین‌پسر) و مانی (پسرجون) حالا باید از صفر آرشیو بسازند. شاید مطالب رو داشته باشند یا بک آپ گرفته باشند٬ اما کامنت ها به طور کامل پریده. پس بعد از بک‌آپ گرفتن از وبلاگتون٬ اونو به بلاگ‌اسکای٬ بلاگر‌ ویا وردپرس انتقال بدین.
من بلاگر رو پیشنهاد می‌دم. اول یک اکانت گوگل (جی‌میل) بسازید بعد به صفحه ثبت‌نام برید. زبان را از منوی بالا سمت راست به پرشین(فارسی) تغیر بدین و با اکانت خودتون وارد بشین. باقیش خیلی ساده ‌است!
این‌طوری با این پیام که روی وبلاگ مانی قرار گرفته مواجه نمی‌شد و امکان لو رفتن آی‌پی هم کمتر می‌شه.
سه شنبه 24 فروردین ماه سال 1389
کامنت های این مطلب در بلاگ اسکای:
مانی آذری
سه شنبه 24 فروردین ماه سال 1389 ساعت 4:57 PM
سلام علیکم من از همون ابتدا یه کپی از وبلاگم توی بلاگ اسپات داشتم http://pesarj0on.blogfa.comلطف کن لینک منو درستش کن (نیم بوسه)
http://pesarj0on.blogfa.com/
درجواب:ااااااااااااایوااااااااااااااال کار درست.حسابی حال اونا رو گرفتی ها 😀
غلام
سه شنبه 24 فروردین ماه سال 1389 ساعت 9:34 PM
مانی حقشهخیلی ادم چرت و کثیفیهدر اینده ای نزدیک پشیمان خواهد شدشده مثل جنده ها

درجواب:ادبیات شما نشون میده که چه کسی چه کاره است! لطفا بیش از این ترببت خانوادگیتون رو به رخ نکشین. همه ما متوجه شدیم مادرتون از کجا به شما تربیت آموخته!
مهرشاد
چهارشنبه 25 فروردین ماه سال 1389 ساعت 00:06 AM
منم باید یه فکری بکنم واسه وبم…به نکته ظریفی اشاره کردی!
http://hayat-khalvat.blogfa.com/
درجواب:

–>
سنگ
چهارشنبه 25 فروردین ماه سال 1389 ساعت 4:57 PM
دقیقا نباید از این سرورهای ایرانی استفاده کردتو می نویسیبا دلتبا گذشته برای آینده اتو یک سری گوسفندمی آن و اونها رو پاک می کنند
http://opticalstory.wordpress.com/
درجواب:

–>
حسن جووون
چهارشنبه 25 فروردین ماه سال 1389 ساعت 7:50 PM
چیه ایتقد شایان جوووون شلوغش میکنیمن کجا صحبتی از … کردم
http://gaytop.blogfa.com/
درجواب:

–>
غریبه(امید آخر)
چهارشنبه 25 فروردین ماه سال 1389 ساعت 8:03 PM
فکر نمی کنم هیچ وقت مطلبام نیاز به فیلتر داشته باشهD:

درجواب:

–>
bardia
سه شنبه 7 اردیبهشت ماه سال 1389 ساعت 10:11 AM
shayan jan avalin bare ke miam be bloget sar mizanam vali azizam kheili khob heseto minevisi in ghashange nemidonam chera ta hala eshgheto peyda nakardi gahi oghat bayad jorat dashte bashi va age kasiro dost dashte bashi behesh begi shayad hich vaght natoni kasiro mesle on dost dashte bashi albate be eshgh dar negahe aval eteghadi nadaram chon eshgh ni havase vali dost dashtano hese khob gereftan mitone to negahe avalam bashe pas natarso boro jolo peydash mikoni good luck

درجواب:

–>
علیرضا
چهارشنبه 15 اردیبهشت ماه سال 1389 ساعت 10:34 AM
سلام!من هر چی نظر میدم سند نمیشه چرا؟؟این مطلب اصلا مال خیلی وقت پیشه ! همون بهتر که نظر ندم !ولی تشکر میکنم که به فکر ما هستی آقا شایان

درجواب:

–>

غلطیدن های پیاپی

غلطیدن های پیاپی

ساعت گوشه پایین مانیتورم ۰۲:۴۸ دقیقه را نشان می‌دهد. آریان درخواست کنفرانس را رد می‌کند. «آلان همه بیدار میشن. سوری». در آغوش تنهایی‌‌ام غرق می‌شوم. تنها می‌خواهم در تخت تنهایی‌ام فرو روم٬ پتو را بکشم بالا و روی پهلو بغلطم و به دیوار زل بزنم. بعد به پشت بخوابم و به سقف. بعد روی شکم. «آخ! من یکی رو زیرم می‌خوام». بالشت را بغل می‌کنم و به صورتم می‌مالانم. بعد به پهلو می‌خوابم و حس می‌کنم کسی از پشت مرا بغل کرده.
مثل دیشب‌های قبلی٬ دیشب با خود قراری گذاشتم٬ اما برای تخلیه انرژی‌ام٬ برای آن‌که بتوانم فردا بخوابم٬ آخر خیلی کار دارم و… .
پس لامپ را خاموش می‌کنم. حوصله پا شدن از روی تخت ندارم تا در را قفل کنم. پتو را کنار نمی‌زنم. شلوارم را در میارم و در خیالات می‌روم. پسری زیبا را روی خودم می‌کشم. از کیسینگ به چستینگ… و ساکینگ… و فاکینگ… حالا هم من در او فستینگ…! چیزی تا فوران انرژی نمانده.
حس می‌کنم چیزی روی پتویم افتاده. لامپ را روشن می‌کنم. سوسک سیاهی به من زل زده!
ساعت ۰۳:۳۹ دقیقه به وقت پی.سی. شایان کوچیکه خوابه اما من… ‌. به یاهو می‌روم. آریان هنوز هست و هنوز از تنهایی مینالد. مهدی هم همین طور آرمان هم و دیگران هم و من هم!
شنبه 21 فروردین ماه سال 1389
کامنت های این مطلب در بلاگ اسکای:
علیرضا
شنبه 21 فروردین ماه سال 1389 ساعت 08:46 AM
این نظر خصوصیه !من اول یه سوال دارم : سینا چی شد؟؟اون همه عشق عشق؟؟بعدش : بلاگ اسکای هم که وطنیه ! رفتم درست کردم ولی عاقبتش میشه مثل بلاگفا و پرشین بلاگ دیگه !پس اینم فایده نداره
http://www.persianpersar.blogsky.com/
درجواب:بلاگ اسکای میزبان سبزهای زیادیه و از بلاگفا بهتره که ای.پی شما رو در اختیار نظام قرار میده. اگه امنیت کامل میخوای ورد پرس و بلاگر!ضمن اینکه تو فعلا اکانت ساختی نه وبلاگ. در باره سینا هم:اینکه نظر خصوصی نبود آخه اون بالا جا برای پایام خصوصی داری.اما چون سینا اینجا عمومی شده بود و حتی بعضی ها منو به شکا سینا و شایان لینک کرده بودن باید توضیح بدم.اما توضیح مفصلش باشه برای بعد.سینا رو دوست دارم و بهش علاقه مند بودم و هستم اما گاهی مسیر جاده به بنبست می رود.سینا به گفته خودش ام.اس پیشرفته داشت و تا چند روز دیگه به آسایشگاه میره و شاید چند ماهی تا عمرش باق نمونه. اون بازی وبلاگی که هاملت راه هانداخت برای سینا یک واقعیته! من سینا رو با وجود شوق بسیار ندیدم چون خودش نمی خواست. حتی تلفنی هم باهاش صحبت نکردم بازهم چون خودش نمی خواست. چقدر توضیح دادم. خلاصه اینکه سینا نمی خواست برای چند ما به قول خودش زندگی منو خراب کنه که بازهم اشتباه می کرد و میکنه و امیدوارم آدرس آسایشگاه رو بده تا آخرین لحضه هاشو کنارش باشم
حسن جوووون
شنبه 21 فروردین ماه سال 1389 ساعت 8:26 PM
سلام….شایان : شنبه 21 فروردین ماه سال 1389 03:54 AM : مطمئنم خودت هم نمیدونی چیه؟؟؟؟؟؟؟مراحل یا سکسولوزی رو خوب تشریح کردی ایول داریممنم یکیو زیرم میخام
http://gaytop.blogfa.com/
درجواب:

–>
حسن جووون
شنبه 21 فروردین ماه سال 1389 ساعت 8:27 PM
لینک شدی شایان ()()()()()

درجواب:

–>
حسن جووون
یکشنبه 22 فروردین ماه سال 1389 ساعت 1:00 PM
…..

درجواب:

–>
غریبه(امید آخر)
یکشنبه 22 فروردین ماه سال 1389 ساعت 1:23 PM
ببخشید دارم فضولی می کنماما داستان عشقی هر کسی به خودش مربوطهکسی نباید تو زندگی کسی سرک بکشهآقا شایان شما هم مجبور نیستی برا کسی تو ضیح بدیموفق باشین

درجواب:شما خیلی باحالی هاااا من مشکلی با این ماجرا ندارم 😀
حاج پسر
دوشنبه 23 فروردین ماه سال 1389 ساعت 09:23 AM
تنهایی خیلی سخته اگه پیشت نباشه وقتی پیشش نباشی پیدا میشه داش شایان ، یه جور دیگه بگرد البته اگه دوست داری با کسی باشی
http://www.4bahman87.persianblog.ir/
درجواب:

–>
حاج پسر
دوشنبه 23 فروردین ماه سال 1389 ساعت 09:25 AM
یه سخن با غریبه (امید آخر )شیوه نگارش شایان یکی از بهترین روشهاست ، معنی نداره کسی بخواد همه چیز رو مخفی کنه و تو توهم خودش بنویسه .خیلی شهامت میخواد کسی مثل شایان بنویسه اصلا هم اشکالی نداره ، اینجور واقعیت نوشتن رو دوست دارم
http://www.4bahman87.persianblog.ir/
درجواب:

–>
حاج پسر
دوشنبه 23 فروردین ماه سال 1389 ساعت 09:27 AM
بابت سینا متاسفم دلم شکست مطمئنی شایان این قضیه رو ؟ اگه اینجوریه نباید تنهاش بزاریم
http://www.4bahman87.persianblog.ir/
درجواب:شاید این ما هستیم که با دل سوزوندن می خوایم خودمون رو تنها نزاریم! من حس ترحم ندارم به سینا. دوسش دارم و اینو خودش هم میدونه اما اجازه نداده تا حالا که حتی یک لحضه کنارش باشم.

Try

Try

وقتی دو تا جی بخوان با هم بیشتر آشنا بشند تا بعد با هم نامزد (بی.اف ی) کنن٬ می‌گن ما داریم ترای می‌کنیم. در واقع ترای همون خواستگاریه اما از نوع جی بازیش! یه چیزی تو مایه های من آبی دوست دارم تو چه رنگی؟ من آبگوشت می‌خورم تو چه غذایی؟ و یا اینکه به پات طلا می‌ریزم. می‌ریم بالاشهر خونه مجردی می‌گیریم! خرید خواستی٬ دست نمی‌کنی تو جیبت و… ‌.
شخصا نظریه دارم [!] آغاز سکس رابطه رو از ترای به بی.اف‌ی می‌کشونه. مثل کردن انگوشت تو حلقه! حالا خودت فکر کن. یک استریت (غیر‌همجنسگرا) هستی و رفتی خواستگاری. یک هفته نشوده زدی پرده مرده طرفو زدی! یا اینکه با دختره رفیق شدی و قول ازدواج دادی و سر یکی دو هفته سوارش شدی. خوب اگه فردا به این نتیجه رسیدی که نمی‌خوایش دو راه داری. یا باهاش ازدواج کنی و سگی ادامه بدین زندگی سگیتو توله سگ! یا اینکه ولش کنی و قلبش رو بشکنی حیونِ پست‌تر از سگ.
نتیجه گیری تا اینجا: اکه برات مهم نیست قلب کسی رو بشکنی. اصلا از این چیزا نخون. راستی این مطلب برا ال.تی.آر ی هاست که میخوان ازدواج کنن نه اینکه سکس فرند داشته باشند.
ادامه: حالا اگه با طرفت پنج-شیش ماه باشی و سکس نکنی و تریپ آنتی سکس بیای که به قول خودم «زندگی لذت بخش‌تر از یک سکس است»٬ گوه خوردی! بله منم می‌خوردم. اما سکس بخشی از زندگیه و رابطه رو محکم می‌کنه. عشق بی هم‌آغوشی مثل خاله بازی بچه‌هاست.
پس نه زود باید تمومش کنیم بپریم تو بی.اف‌ی و نه دیر بپریم. هرجا که به این نتیجه رسیدیم ۶۰-۷۰٪ طرف رو شناختیم و امکانش زیاده که باهم یک عمر زندگی کنیم٬ اونوقت یک عدد هم‌آغوشی توپ رو تجربه کنیم.
حالا تو این دوره از رابطه باید هواسمون به رفتارمون باشه که چیزی که هستیم باشیم و اینکه طرف هم چیزی باشه که واقعا هست. اگه بخوایم به هر قیمتی یک نفر رو به دست بیاریم و بخاطر این خودمون رو چیزی که دوست داره نشون بدیم. آخرش یه جا گند می‌زنیم. فکر می‌کنم بهتره سعی کنیم اخلاقمون رو تغیر بدیم. حالا تفاوت تغیر با جلوه دادن دروغین باشه برای بعدا.
اینم بگم و تمام: اگه بعد چند هفته هر دو سکستون امد٬ دستتون رو بگیرید زیرش!
جمعه 20 فروردین ماه سال 1389
کامنت های این مطلب در بلاگ اسکای:
نقطه چین ها. . .
جمعه 20 فروردین ماه سال 1389 ساعت 8:55 PM
به نکته های جالی اشاره کردی..هر چند اون بخش مربوط به مثال استریت ها رو اصلا نمیشه با همجنسگراها مقایسه کرد..چون قول و قرارا و احساساتشون فرق داره..اما خب در کل قبول دارم اکثر این نکته هارو و میشه اینطوری گفت که در شروع رابطه نباید افراط یا تفریط کرد و برای ادامه هم صاف و صادق باشیم.. :-)یوسف
http://noghtechinha.blogspot.com/
درجواب:

–>
حسن جوووون
جمعه 20 فروردین ماه سال 1389 ساعت 9:28 PM
چقد قشنگ توضیح دادیولی امان از دست بعضی از گی های بات
http://gaytop.blogfa.com/
درجواب:امان از دست تاپ ها که در خودشیفتگی همه چیز رو یک سوراخ می بینند.البته تعریف من از تاپ اینه که سافت برا ترفش میکنه. که اگه این کارو نکنه٬ یا بچه بازه یا عقده سکس داره.
علیرضا
جمعه 20 فروردین ماه سال 1389 ساعت 11:34 PM
بسیار منطقی و متین بود!قبول دارم ! نه افراط نه تفریط! اصلا حدیث داریم : خیرل امور اوسطها !.بعدش اینکه من که نمیدونم کجا برم یعنی هرجا رفتم بیرونم کردن بلاگ اسپات هم رفتم که فیلتر شدم خب حالا میام بلاگ اسکای ببینم چه جوریه !
http://www.persianpersar.blogfa.com/
درجواب:

–>
مسیحا
شنبه 21 فروردین ماه سال 1389 ساعت 05:10 AM
سلام موفق باشی کارت جالب بود به من هم سری بزن
http://dasteazad.gigfa.com/
درجواب:

–>

سورپریز چهارم

سورپریز چهارم

قبل این که اینو بخونی پست قبلیم رو بخون که 2ساعت پیش نوشتمش.
رفتم توی وبلاگ هرمزد تا کامنت بزارم دیدم از ریکی مارتین نوشته و بعد یک لینک داده بود. من لینک رو کلیک کردم اما ادامه مطلب رو خوندم و خواستم کامنت بزارم که صدای موزیک متوجه ام کرد.
کلیپ Livin’ la Vida Loca (زندگی دیوانه وار) توی لینک داشت پخش می شد. بعد از 6-7 سال با این ترانه حال کردم. این شد سورپریز سوم. داشتم می کامندیدم که دیدم کامنت ها مشکوکه. اصلا خود پست مشکوکه که ریکی جی تشریف داشته باشند. آخه خود ریکی هم مشکوکه! برگشتم تیتر لینک رو خوندم و سورپریز چهارم:

Ricky Martin: I Am a Fortunate Homosexual Man

وقتی بیشتر خوندم فهمیدم: ریکی مارتین ( Ricky Martin )ستاره پاپ لاتین، دوشنبه 29 مارس 2010 اعلام کرد که همجنسگراست. وی در وبلاگ خود که خاطراتش را در آن می نویسد ، چنین نوشت :
من افتخار می کنم که بگویم ، یک همجنسگرای خوشبخت هستم. این در حالیست که در سال 2008 و در یک شوی تلویزیونی هنگامیکه “ باربارا والترز “ در مورد همجنسگرا بودن ریکی از او سوال کرد ، او از جواب دادن به این سوال خودداری نمود. ریکی مارتین 38 ساله ، در سال 2008 اعلام کرد که دو فرزند پسر دارد ولی تاکنون از مادر آنها و نحوه تولدشان سخنی چندانی نگفته بود !
اما چرا این همه مدت سکوت ؟!
ریکی مارتین علت مخفی نگاه داشتن این موضوع را احترام به توصیه مشاورانش و جلوگیری از لطمه و زیان به بازار کارش اعلام نمود. در مورد همجنسگرا بودن ریکی مارتین شک و تردیدهای زیادی بود اما او خود بالاخره سکوت را در اینباره شکست و اعلام کرد که همجنسگراست .

پنجشنبه 19 فروردین ماه سال 1389
کامنت های این مطلب در بلاگ اسکای:
مهرشاد
جمعه 20 فروردین ماه سال 1389 ساعت 12:09 PM
وایییییی چقدر خوشحالم که دوباره اومدیخیلییی دلم واست تنگ شده بود…مرسی که بهم سر زدیراجع به ریکی مارتین هم باید بگم چقدر شهامت داشته که با وجود این همه طرفدار اینا رو گفته…واقعا جای احسنت داره
http://hayat-khalvat.blogfa.com/
درجواب:

–>