حرکت باید کرد، حرکت

بلاگ همجنسگرا در پستی با عنوان “روزنامه رسالت ابزاری در دست ما” به بازتاب روز ملی همجنسگرایان، دوجنسگرایان و دوجنسونه گرایان در روزنامه حکومتی رسالت پرداخته است.
مهم نیست که چرا و چگونه این اتفاق افتاده است اما نوع ادبیات و نوع اطلاع رسانی برای این کار نشان می دهد ما باید حرکت کنیم و اگر کاری را شروع نکردیم، مانع هم نشویم. همه ما به اندازه خودمان از لایف سهم داریم. هیچ کس حق ندارد به جای دیگری تصمیم بگیرد. اما آیا برای روز پرستار، پزشک، ماما، مهندس و… کسی از اصناف مرتبط سوالی پرسید؟
اگر چه کار دوست یا دوستانی که با یک بلاگ رسما اعلام کردند، کاملا ناشیانه و بی فکر بود. چرا که این روز باید حداقل مورد حمایت جامعه بلاگرها به عنوان تریبون لایف قرار می گرفت. بهترین و متداول ترین راه هم مشخص بود. اگر دوستان ما کمی تجربه کار مدنی و فعالیت رسمی نتی-اجتماعی داشتند می فهمیدند که باید یک بیانیه رسمی تهیه می کردند و هرکس در کامنت آن را امضا می کرد تا نامش زیر بیانیه می آمد و بلاگر ها بیانیه را در وبلاگ خود می گذاشتند.
آن وقت طوماری با امضا های بسیار در دست بود. امید وارم دوستانم کمتر ناشیانه بازی در بیاورند و از کسانی که نمی شناسند هم مشورت بگیرند.
درباره منتقدان به اولین جمعه مراد هم بگویم: مناسبت هایی که می شود همچین روزی را داشت اعلام کنید. چرا که می شود روزش را تغیر داد یا اینکه یک اقلیت جنسی (همجنسگرا یا دوجنسگرا یا دوجنسونه گرا) می تواند اختصاصی تر روز داشته باد. کسی نباید درباره روز حکم کند. می شود یک بلاگ دیگر زد، یک بیانیه رسمی نوشت، لینک بالاترین کرد، پیج فیسبوک کرد و در کامنت ها حمایت بیشتری از اولین جمعه مرداد (که ممکن است بعدا با روز قدس همزمان شود!) به دست آورد. 
ايراني نماهاي همجنس گرا هم صاحب روز اختصاصي شدند!!!
جمعي از همجنس گرايان و دو جنسه هاي ايراني نما به تازگي با صدور اطلاعيه اي که بر روي برخي شبکه هاي اينترنتي قرار گرفت، روز اول مرداد را روز ملي خود ناميدند. البته هنوز اسم واحدي براي اين گروه مشخص نشده، برخي اين روز را، روز همجنس گرايان
مي گويند، برخي روز تراجنسي را پيشنهاد کرده اند و عده اي ديگر نيز روز ملي اقليت هاي جنسي ايران و روز دگرباشان را پيشنهاد داده اند. گفتني است چندي پيش نيز جمعي از زنان همجنس گراي ايراني مقيم خارج از کشور که از خود به عنوان تشکل هاي مستقل زنان ياد مي کنند، سميناري سياسي تحت عنوان “ نقش زنان در ساختار سياسي، بررسي و تحليل نقش زنان در جنبش اخير ايران، شکنجه و تجاوز جنسي “ را در کشور آلمان برگزار کردند، که در اين همايش فيلمي مستند تحت عنوان “ بهشت من “ ساخته ريحانه يوزباشي نيز به نمايش درآمد.

ولیعصر، ملت، حقانی، همت، طالقانی

نم چمن های ملت را به کمر کشیده ایم. برگ ها می رقصند، نسیم می نوازدمان و درخت سایه اش را هدیه داده است. بازویم میزبان صورتت شده است. صدای آب پاش های مکانیکی پارک در صدای دختر و پسر بالای سرمان پیچیده است. اما ما هنوز آغوش همیم، حتی در میان نگاه تند و متعجب رهگذران.
همت را به حقانی ترجیح می دهیم تا لای درختان طالقانی لبانمان را خیس به لبان هم کنیم. اما آشوبی به پا شده است و شوری که تا پای پایین پله های ایستگاه متروی شهید حاج محمد ابراهیم همت هم سیر نمی شویم از لبان هم. آه که چقدر این ایستگاه خلوت و کم دوربین خوب است. آه که چقدر انتظار آشیانه ساختن سخت است. اما آه که چقدر تلاش برای رسیدن به آشیانه شیرین است. راستی که چقدر آه خوب است!

ما در رابطه با حقوق دگرباشان رای ممتنع نداریم

دوست خوبم جاوید از روز گی پراد صحبت کرد و اشاره داشت به کارناوال 4جولای در لندن و حرف های دوستش وحید. او در یک ودیو که ظاهرا در رسانه ها هم بازتاب داشته، حرف هایی زده که حرف دل من و خیلی از برادران و خواهران من هم هست. به مناسبت روز ملی دگرباشان ایرانی، این صحبت های ملی گرایانه و آزادی خواهانه برادر هم حسمون رو آپ کردم.