هم آغوشی آرام

انگشتانت بر کیبورد های تبریز نرفته می رود و من از شوق معصومانه تو، با تو، تا جنگل ابر و تبریز پرواز می کنم. سفید نارنجی های پخش شده بر تختت را به رنگ تنمان در می آوریم وباهم، درهم و برهم حل می شویم. می چرخیم و در آرامشمان می لولیم، باهم، برهم، درهم!
خیسی بین پاهایم را دوست دارم، برای آرام پخش تنم شدنت. برای حس سنگینی سرت بر گردنم، سینه است بر گرده ام و شکمت بر کمرم. دستانت، همچون پایم در دستم و پایت حلقه شده است و هیچ چیز و هیچ کس نمی تواند این حلقه های درهم ِ تو به تو را از هم جدا کند.
به رو می شوم. سرت را بر سینه ام می یابم و لبم را بر پیشانی ات. آغوشم گیر برای آرامش. پس دستانمان بر گرد گرده هم تمام ثاینه ها را متوقف می کند.
ثانیه ها به اتمام رسیده. پس در وقت اضامه، توشاتی را ثبت به لایف می کنیم و سیو به خاطره ها. که پس از سال های سختی، برای خود و دیگران، تحلیل های از ظن خود را به چالش کشیم.
سرم بالا است و گام هایم محکم. بوسه ات می زنم و بوسه ام می دهی. با نگاهمان بی لب فریاد میزنیم: دوستت دارم!
Advertisements

9 thoughts on “هم آغوشی آرام

  1. هيچ چيز و هيچ كس نمي تواند اين حلقه هاي تو در تو را از هم جدا كند…فوق العاده بود……مرسييييييييييييزيباترين لحظات را گذرانديم و در خاطرمان خواهد ماند اين هم آغوشي تا ابد…:X

    Like

  2. قبل از اینکه پستتو بخونم تاریخش نظرمو جلب کرد .. می دونی این آپ دقیقن واسه روزیبود که مادربزرگم فوت کرده بود .. خب تقسیم بندی ها و تعریف های ویکی پدیا رو خونده بودم .. نظرات تو رو هم خوندم .. کاملن درست میگی .. شاید بشه عشقو به قسمت هایی که گفتی تقسیم کرد .. اما اون چزی که به عنوان عشق ازش یاد میشه همون عشق افلاطونیه .. اما چیزی که اکثرن نمی دونن اینه که عشق افلاطونی پاک افلاطونی مختص مرد با مرد بوده و عشق به یک زن از نظر افلاطونیون یه عشق زمینی به حساب می اومده .. بحث عشق بحث بسیار گسترده ایه که میشه از خیلی از منظرها در مورد بحث کرد .. حالا هر کس به طریقی .. اما من معتقدم هیچ کس نمی تونه حقیقت وجودیه عشقو اونجور که باید و شاید و اونجوری که شایستست بیان کنه .. مرسی از لینکی که به این پستت داده بودی ..ضمنن هم آغوشیه خیلی گرم و قشنگی بود 🙂

    Like

  3. نمیدونم تازه به هم رسیدین، یا تازه اعلامش کردین…اما امیدورم که همیشه با هم خوشبخت باشین و زندگی آروم و قشنگی داشته باشین

    Like

  4. من تقریبا یقین دارم که کامنت داشتم برای این پستولیحتما به دلیلی نرسیدهراستشاولین برخورد به من حسی داد که یعنی این چیزی که می خونی خیلی شخصی هستپس دوباره خوندمشآخر دوباره خونییه اتفاق خوب افتاد که توی اولین بار نیفتاده بوداز یک سری واژه به یک کلید واژه ترکیبی رسیده متنتبهدوستت دارمو این فرایند تولید دلچسبی بودبوسس

    Like

نگاه شما

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

w

Connecting to %s