چتری به بزرگی لایف ما

تا به شهر برسیم سر بر پاهای یار نهاده بود. قطره های شیطان باران، گریزان بر شیشه ماشین می لغزیدند. ماشین به میدان شهر رسید. چتر شش رنگ را باز کردند. آن ها دست بر شانه، شانه به شانه هم می رفتند و من با چشم خیس نوستالژی با آتش عشقشان گرم و سیاه مست تا خرابی، خیس می شدم. سقف رنگین کمان آن ها شب بودن آسمان بعد از روز را رنگین کرده بود.
پی نوشت: اگر کامنت نمی دم، اگر دیر آپ می کنم…، شرایط ندارم و منتظر یک معجزه نشستم.
پی نوشت بعدی: دریا تو شب وقتی وحشی میشه خیلی ترس داره. اما دوست دارم زنده دریای وحشی رو ببینم!
Advertisements

11 thoughts on “چتری به بزرگی لایف ما

  1. به به .. آقا شایان گل .. نبینم غمتو .. امید داشتن خیلی خوبه ..اما چشم به راه معجزه بودن .. فکر نمی کنم چندان عاقلانه باشه ..

    Like

  2. شایان گله!توکه به همه میگفتی چشم به راه معجزه نباشن وباید تلاش کرد،حالا از تو بعیده والا….شاخام رسید به آسمون! فکر کنم واسه همین بارون اومد.

    Like

  3. اونجا كه فكر كنم الان داره سيل مياد! بارون خوبه، اما وقتي همه زندگي كردن تو تهران رو مختل مي كنه ادم نمي دنه بايد شاد باشه يا ناراحت؟!***اميدوارم چتري به بزرگي عشق روي سرت باز بشه…

    Like

  4. سکوت وانتظارت حداقل بعد از این قضایا، منطقی و قابل درکه…اما امیدوارم زودتر کاملا با قضیه کنار بیای، شایسته خیلی بهتر از این احوالاتیهمیشه موفق، سربلند و شاد باشیعلی

    Like

  5. سلامامیدوارم تو هم یه روزی به عشقت برسی و همیشه شاد باشی….دریا؛بارون،دوستشان دارم.موفق باشی

    Like

  6. مثل اینکه شمال حسابی بهت خوش گذشته که خبری ازت نیست این ورا …دنبال چتر شش رنگ می گردماما فعلا گیرش نیاوردمگیرش میارمآره …

    Like

نگاه شما

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

w

Connecting to %s