این قلب ضعیف و آن میراث خانوادگی

روزی که آمدم به بیمارستان را به یاد می آورم. وقتی که شما بر روی تخت نشسته بودین و با دیدن من ابرو به بالا دادین و با هیجان پیش از من سلام کردین. اما حواس من به مانیتور بالای سرتان رفت، وقتی که ضربان قلبتان را بالا دیدم. یک روزی از انژیوپلاست شما گذشته…

معرفت در گرانيست به هركس ندهندش / پر طاووس قشنگ است به كركس ندهندش

رفیق من… سنگ صبور من باش دیروز پژمان سنگ تموم گذاشت و از ساعت 9 صبح تا 10 شب با هم بودیم. از قهوه خونه گرفته تا کلوپ ایکش باکس و باشگاه فیتنس. وقتی صبح من رفته بودم دوش بگیرم، با پنت کامپیوتر اینو برام کشید و از من خواست همیشه شاد باشم.  لبخند شایان…

عشق تو در قبرم پاییز بود

[…] رو به بالا بود و هفتت رو به بالا بود و راهت ز من کج بود عشق تو در […] پاییز بود لیز بود…، پالیز بود…، پاییز بود…، لیز بود… بالا شدم به جهان چو ندیدم اثری بلوا شدم گاهی سر بر پا شدم رویت هماره رو به پاییز بود، لیز بود، پالیز بود،…