هر هر هر هر

هر هر هر هر

«من از وبلاگ قبلیم اومدم اینجا تا دیگه توی گوگل ریدری که (…) درست کرده نباشم. اصلا هم دوست ندارم دوباره پام به اونجا باز بشه» این جمله از وبلاگ محدوده سفید در پست «جنگ و دعوایی دوباره» است.
آرش، نویسنده وبلاگ محدوده سفید در این پست از ضرورت وحدت جامعه دگرباش و دوری از تنش ها سخن گفته بود.

پست بعدی وبلاگ محدوده سفید در خروجی ریدر ال.جی.بی.تی آر.اس.اس آمد.

شما چی فکر می کنید؟

Read more

اندیشه های شخصی که جهانی می شوند

اندیشه های شخصی که جهانی می شوند

16 شهریور روز وبلاگستان فارسی به همه وبلاگ نویسان فارسی زبان و وبلاگ نویسان فارسی زبان دگرباش مبارک باد! به امید پرباری و شادی بیشتر متن های وبلاگ های فارسی دگرباشان جنسی ایرانی.

Read more

تعاریف شفاهی، کاربرد شفاهی

تعاریف شفاهی، کاربرد شفاهی

حمید جان مشکل از اونجایی میاد که تعاریف ما شفاهیه. مثلا من ِ شایان فکر می کنم دمکراسی یعنی آزادی و نمی دونم معنی دمکراسی یعنی نصف +یک. این جوری وقتی 51درصدی حقوق 49درصدی رو زیر پا میزاره، شعار زنان و یا حتی قمه کشان به خیابون می ریزم. در حالی که باید شعار جامعه مدنی و آزادی بدم و نه دمکراسی خواهی.
ببین بی اف از بوی فرند میاد. من که سواد ندارم ولی فکر می کنم بوی فرند یعنی دوست پسر. حالا این کلمه از بریتیش میاد یا آمریکا یا استرالیا یا کاندا یا… نمی دونم ولی اکثر بچه های لایف می دونن به دوست عاطفی یا دوستی که قراره با اون نامزد بشیم می گیم بی اف. روابط با وجود پیچیدگی شدید خودشون تعاریف خواصی دارند طوری که می گیم رفیق صمیمی یا همکلاسی یا بچه محل یا فامیل یا دوست دختر یا نامزد یا همسر یا عشق. یکی از اصول رعایت آداب معاشرت دونستن و رعایت حد و حدود رفتاریه. مثلا من با دوستی که دو روزه باهاش آشنا شدم مثل دوست های قدیمی رفتار نمی کنمچون ممکنه از چند جهت مشکل درست کنه اگر چه نه لزوما.
مراحل رابطه های عاطفی به نظر من خیلی مشخصه. یه زمانی با یه نفر دوست میشیم. یه چیزی از اون ما رو جذب کرده. بعد ما از اون می خوایم بیشتر با هم در ارتباط باشیم. طی این زمان سعی می کنیم با دقت در رفتار شخصیت همدیگه رو بشناسیم. بعد به جایی می رسیم که می بینیم می تونیم به هم دیگه اعتماد کنیم و همدیگه رو دوست داشته باشیم. بعد خودمون رو آماده زندگی مشترک می کنیم. این جا شرایط رو برای زندگی مشترک جستجو می کنیم. اسم این مرحله رو میزارم نامزدی. در واقع افراد با هم نامزد میشن و اسم سر خودشون میزارند تا به هم وفادار باشند و بعد شرایط رو محیا می کنند و به پارتنری میرسند. ممکنه این شرایط به وجود نیاد اما سال های سال در همین قالب رابطه ای با هم نامزد باشند.
فکر می کنم مرحله اول همون «ترای»یی هست که توی زبون بچه هاست. یعنی آشنایی اولیه برای ازدواج و وقتی ترای با موفقیت انجام شد رسما درخواست همسری میشه و طرفین نامزد میشن تا ازدواج کنند. نامزدی همون بی افی یه از نظر من. برای همینه که می گم بی اف یعنی یه دونه. بعد از اون وقتی طرفین رفتن زیر یک سقف اون وقت پارتنر میشن. پارتنر هم که شما بهتر می دونی یعنی شریک و منظور اینجا شریک زندگی هست که در تمام امور زندگی با شخص مشترکه و همون همسر میشه.
اما این که من با تقی، نقی، اصغر و جبار دوست هستم و نیاز های جنسی خودمون رو تقسیم می کنیم و ما آدم های احساسی هستیم و مرحله چهارم سکس (بازیافت) رو عاشقانه طی می کنیم دیگه اسمش بی افی نیست. من به اون می گم سکس فرند. می تونه حتی سکس پارتنر باشه. یعنی من یه خونه دارم و با یک نفر هم خونه هستم که با هم سکس می کنیم اما به هم وفادار نیستیم ولی از تن هم دیگه لذت می بریم. خوب یه شب هایی یه طرف دیگه رو به آغوش می بریم یا سه نفری یا حتی گروهی به بستر می ریم.
من با هیچ کدوم از این ها مشکل ندارم اما خودم فکر می کنم همه چیز جفته. به اصطلاح شاید بگیم نر و ماده ای هست اما لزوما قرار نیست هر نری در ماده بره. نر به نر هم باز می تونه یه جفت بسازه و تشکیل زندگی بده و خانواده ای رو شکل بده.
ولی نمی تونم فکر بکنم سه نفر یک خانواده رو تشکیل بدن. مثلا به نظر تو یک مرد دو زنه دو تا خوانواده داره و سرپرست دو خانواده است یا یک خوانواده؟ من فکر می کنم مرد با زن اول یک خانواده است و مرد با زن دوم یک خانواده دیگه! پس حتی اگر یک بایسکشوال دو شریک جنسی یا زندگی از دو جنس داشته باشه در واقع دو خانواده داره.
البته یه چیز هم نباید یادمون بره که زندگی این روز های بشر دیگه چهارچوب های قدیمی رو نمی تونه بپذیره. مثلا من دوست دختری دارم که ده ساله با هم زندگی می کنیم ولی ازدواج رسمی نکردیم. این هم یک خانواده است با این تفاوت که رسمی نشده. پس ما می تونیم بگیم میشه همسر داشت و رسمی نبود و من با همسرم یک خانواده رو تشکیل می دیم. با این که از نظر من اخلاقی نیست اما همسر دوم من و من یک خانواده دیگری است.
اینا تعاریف منه از رابطه و چهارچوب های منه! این جوریاست که من می گم اون ها اس اف هستند نه بی اف و بی اف یه معنی دیگه داره.
ولی این که من چند نفر رو دوست دارم و هنوز بین اون ها کسی رو انتخاب نکردم و اون ها هم از این موضوع مطلع هستند میشه یک رابطه بسیار پیچیده که سخت ترین کار دنیاست! فکر می کنم حمید تو در یک رابطه پیچیده هستی و با چند نفر ترای می کنی. دقیقا منظور تو از بی اف درسته چون دوست پسر های تو هستند اما می بینی که تعاریف شفاهیه ما این جوریه و در اصلاح با توجه به محل زندگی معنی دیگه ای پیدا کرده.
منم خیلی دوست دارم تعاریف درست بشه و ما بر اساس استاندارد حرف بزنیم ولی وقتی استانداردی تعریف نشده نمیشه این کار رو کرد. اگر تو استانداردی میشناسی بری من بگو.

بوس

Read more

چند تا سوال از پسر

چند تا سوال از پسر

آقای رضا در وبلاگ پسر پست «خاک تو سرشون» رو توی وبلاگ خودش منتشر کرده. بعد قبل پست اومده این توضیحات رو داده:

رضا: یادمه امین از اسم جدید برای سایتش پرسید، به شخصه نمی خواستم تاثیری داشته باشم برای ابتکاری که باید دست خودش می بود، تهش که پیشنهادی دادم جلوی همه بهش گفتم پسر این پیشنهاد، اما خواهشا این رو اگه ناچار شدی و دیگه هیچ اسم خوبی گیرت نیومد بذار جز انتخاب هات چون نمی خوام فردای روز بگن این خواست تاثیری داشته باشه.
این رو شاید حداقل خود امین یادش بیاد و امیدوارم منصف باشه و یادش باشه چرا ازش خواهش شد اون سایت رو ادامه نده.
شایان جان دوستانه توصیه می کنم به فکر بت های وجودی خودت هم باش.
از همه بابت بازنشر چنین پستی عذر می خوام، حتی هموفوبها!

رضای شیطون، پسرک بازیگوش، جوان اهل دعوا! چرا احساس کردی باید درباره اسم سایت دگرباش توضیح بدی؟ چه  چیزی پشت مطلب من بود که فکر کردی این ها رو بنویسی؟ من فقط از یک فشاری حرف زدم. چرا احساس کردی در این مورد باید توضیح بدی؟ پسر جان، عزیزکم، نازار، سقط بام! چرا فکر می کنی توی شانتاژ تبلیغاتی موفقی؟ فکر نمی کنی با طرح این جمله که «از همه بابت بازنشر چنین پستی عذر می خوام، حتی هموفوبها!» خودت بیشتر خراب میشی؟
کر نازارم، امیدوارم جمله «ولی الان خیلی خوشحالم که انحصار و بت شکستیم » به خودت نگرفته باشی که در مقابلش می گی «شایان جان دوستانه توصیه می کنم به فکر بت های وجودی خودت هم باش.».
اوکی! دوستانه ازت سوال می کنم بت درونیه من چیه؟ بیشتر توضیح بده تا شاید تو کمک کنی من بشکنمش. اگر واقعا بتی در درون من هست تو می تونی با توضیح هایی که می دی اونو از بین ببری. اما سکوت در ماقل این سوال و درخواست معنی خاص خودش رو داره!
رضا چرا دوست داری جنگ بکنی؟ آخه من با تو جنگ دارم؟ چرا با همه سر دعوا داری؟  اصلا مگه تو به امین فشار اوردی که این جوری جواب می دی؟ چی شد رضا که اون توضیح ها رو قبل از پستم نوشتی و بعد اون توهین ها رو به من کردی؟
چرا دوست داری باز فضای متشنجی درست کنی؟ مگه درس نگرفتی از اون پست «شرف داره» خودت؟ هوم؟
پسر بت شکن، بت شایان رو بشکن! Read more

من با افتخار اعلام می کنم یک لر هستم. از قومی ام که نه مغول توانست به آن ها تجاوز کند و نه عرب و نه هیچ قوم و استعمارگر دیگری. تاریخ مرا از 5هزار سال پیش بر روی دیوار های غار هایی بخوانید که بشریت از آن جا تمدن گرفت، از قوم من، از کاسیان

من با افتخار اعلام می کنم یک لر هستم. از قومی ام که نه مغول توانست به آن ها تجاوز کند و نه عرب و نه هیچ قوم و استعمارگر دیگری. تاریخ مرا از 5هزار سال پیش بر روی دیوار های غار هایی بخوانید که بشریت از آن جا تمدن گرفت، از قوم من، از کاسیان

رضا، نویسنده وبلاگ پسر جواب سوال هامو داد:

رضا: شایان جان

من نمی دونم امین چه درد دلی با شما کرده که باید چنین پستی می نوشتی و چنان واکنش هایی طرح ریزی و اجرا می شد!،

دوست کم دیده من ( البته اگه به دوستی قبول داشته باشی ) از اونجایی که من از درخواست دهندگان بسته شدن سایت دگرباش بودم وقتی دیدم اونطور از گلایه های امین نوشتی لازم بود بنویسم چی در جریان بود و چراییش

حالا کامل تر می گم که گویا لازمه بعضی چیزها گفته بشه،

امین سایتی زده بود که توی نگاه اول به اشتیاقم اورد،

آخه پسر زمانی که کویر لینک و وبلاگ های اقماریش کار می کردن خیلی بیشتر از حالا جذاب بود ( حداقل برای خودم )، یا وقتی خانه هنر درست و حسابی فعال بود یا وقتی فرهنگسار و گیهانی و …، اشتیاقم از این بابت بود که فکر می کردم بازگشتی خواهیم داشت به دوران رقابت که هم خودم بیشتر فعال خواهم بود و سعی به ابتکار خواهم داشت و هم دیگری. اما رفته رفته اشتیاقم به نگرانی تبدیل شد امین بی احتیاطی های امنیتی کرده بود که با بزرگ و بزرگ تر شدن اون سایت می تونست یک مخاطره جدی براش باشه. در اولین فرصتی که می شد دیدمش ( و البته لطف کرد و وقت گذاشت )، من قبلا این مراحل رو طی کردم، با مشکلات فنی و خطراتش تا حدودی آشنا هستم، از طرفی در مشورت با دیگران هم مطمئن شده بودم از نظر امنیتی مشکل ساز هست .

البته من مسئول بی احتیاطی های هیچ کس نیستم اما بی انصافی بود اگه توصیه ای نمی کردم. برای همین شخصی ( البته نه به تنهایی ) که به امین توصیه کرد تا در اولین فرصت سایت رو حذف کنه ناگزیر من بودم.

خب امین هم همون جلسه قبول کرد و از راه اندازی کار جدیدی گفت و حتی مایل بود اسم جدیدی بهش پیشنهاد بشه … (بقیش توی توضیح قبلیم هست)

حالا شایان جان شما اومدی و هم من رو با پستت توی خطر امنیتی قرار می دی و هم خودت از اون سایت نوشتی و خطر امنیتی که هنوز هم ممکنه برای امین وجود داشته باشه رو باز کردی و من رو ناچار کردی که با توضیحات بیشتری به این خطر دامن بزنم

من دعوایی ندارم، اگه می گم بت های وجودی خودت رو بشکن کافیه از دید یه دوست به لحنت نگاه کنی، عزیزم افشای قومیت من و به تمسخر گرفتن مدل گویشی ای که استفاده می کنن در همین پست…،( اگه برات مثال کافیه).

من نه با شما و نه با هیچ کس دیگه دعوایی ندارم، سالهاست سرم به این پسر گرم بوده و حالا هم همونه. اگه یه زمانی گفتم شرف داره تهش خوب همه دیدن چی به چی شد. اگه حال هم عذرخواهی می کنم از بابت بازنشر چنین پست ها و توضیحاتی برای اینه که وقتی می بینم یه هوموفوب میاد و فحش می ده اما به خطر برای ما راضی نیست من چرا نباید از چنین بازنشری و به خطر انداختن هم احساس هام  شرمنده نباشم.

پست رضا رو اینجا بخونید

من تو رو ناچار نکردم. این خودت بودی که خودت رو ناچار دیدی در همون مدل قدیمی انتشار دادن هات قبل از پست من توضیح بدی. تو هم شماره تلفن منو داری، هم جی تاک منو و هم میل منو. خوب می تونستی با من یا امین تماس بگیری و برای رفع سوءتفاهم های احتمالی مستقیما با من صحبت کنی و به نتیجه برسیم. اون وقت من دوباره در همون محلی که پست منتشر شده، دوباره توضیحاتی می دادم یا حتی متن مورد نقد رو تعدیل یا حذف می کردم ولی اومدی متن رو به جای دیگه ای منتقل کردی و نشر بیشترش دادی.

عزیزک نازنینم. کسی به شما نگفت اون پست رو منتشر کن. شما هم اگر از مسائل امنیتی با خبر هستین که من نیستم و نگرانی دارید کافی بود یک اس ام اس بدین و با هم در این مورد صحبت کنیم تا این که پست خودت رو منتشر کنی و تهش بنویسی از همه معذرت می خوام! من اینو به حساب شیطنت شما میزارم.

مثال تو برای بت درونی پذیرفته نمیشه و ازت می خوام مثال های دیگه ای بزنی.

رضا تو می دونی من هم لر هستم. چطور فکر کردی یک لر در ادامه نوازش های دوستانه ای که به فارسی می نویسه «پسر جان، عزیزکم» بیاد و کلمات هم معنی به هم قومی خودش بگه، اونو مسخره کرده؟ تنها یک لر می تونه بفهمه “نازار” یا “سقط بام” واژه های زیبای لری هستند. واژه هایی که معنی نازنین و قربانت شوم را می دهند.

نمی دونم، شاید این فکر من که با این کلمات احساس بهتری ایجاد کنم اشتباه بوده. ولی رضا اینا چه ربطی به بت داره؟ منظور من از بت کسایی بود که خودشون رو یک تافته جدا بافته می دونن و یک حصار دور خودشون کشیدن و خودشون رو از گوهر های خلقت بشریت می دونن. کسایی که فکر می کنند باید مثل این ها صداشون بزنیم.

هیچکاک همیشه استاد

فروید بزرگ

که من بت سازی رو هیچ وقت دوست نداشتم و ندارم.

این هم یک پست تاریخی دیگه از شما بود. امیدوارم شاهد از این دست پست ها از شما نباشیم.

بووووووووووووووووووووووووووووووووس

Read more

خاک تو سرشون

خاک تو سرشون

امین اگه بر گردیم به اون شبی که با هم تا خود صبح چت کردیم، یا برگردیم به چهار شنبه ای که اومدم تا درباره طرح تو حرف بزنیم، یا برگردیم به قرار تاریخی پارک ساعی، دوست داری چه کاری بکنیم که نکردیم یا چه کاری نکنی که کردیم؟
بچه ها تمام این ماجرا ها از درد و دل امین اومد و آتیشی که من گرفتم. امین گفت:
سایت دگرباش رو بستم.
گفتم: چرا؟
گفت: چون دوستان به من فشار اوردن تا ببندمش
من خیلی ناراحت شدم که به امین بسیار جوان سلیقه خودشون رو تحمیل کردن
به جای این که سعی کنن امین اندیشه درست رو پیدا کنه و خودش تصمیم بگیره، تحت فشارش گذاشتن
مثل خیلی از جنایت های دیگه ای که قیم ها در مقابل کسایی که فکر می کنند پایین دست خودشون هستند انجام میدن
بعد امین یه طرح داد که همه دگراندیشان جامعه دگرباش دور هم جمع بشن اما اونقدر کثیف بودن که همه رو به کیش خود پنداشتن و کار رو به این دعوا های شرف دار بردن
همه چیز از اون چت تا صبح من و امین شروع شد
ولی الان خیلی خوشحالم که انحصار و بت شکستیم
امیدوارم این شروع موفقیت آمیز با حذف تند رو ها و تند روی ها باعث رشد همه ما بشه
ولی جدا
خاک تو سرشون
چه کار هایی که نمی شد انجام بدیم
اگر سالم بودن و عاقل

Read more