من با افتخار اعلام می کنم یک لر هستم. از قومی ام که نه مغول توانست به آن ها تجاوز کند و نه عرب و نه هیچ قوم و استعمارگر دیگری. تاریخ مرا از 5هزار سال پیش بر روی دیوار های غار هایی بخوانید که بشریت از آن جا تمدن گرفت، از قوم من، از کاسیان

رضا، نویسنده وبلاگ پسر جواب سوال هامو داد:

رضا: شایان جان

من نمی دونم امین چه درد دلی با شما کرده که باید چنین پستی می نوشتی و چنان واکنش هایی طرح ریزی و اجرا می شد!،

دوست کم دیده من ( البته اگه به دوستی قبول داشته باشی ) از اونجایی که من از درخواست دهندگان بسته شدن سایت دگرباش بودم وقتی دیدم اونطور از گلایه های امین نوشتی لازم بود بنویسم چی در جریان بود و چراییش

حالا کامل تر می گم که گویا لازمه بعضی چیزها گفته بشه،

امین سایتی زده بود که توی نگاه اول به اشتیاقم اورد،

آخه پسر زمانی که کویر لینک و وبلاگ های اقماریش کار می کردن خیلی بیشتر از حالا جذاب بود ( حداقل برای خودم )، یا وقتی خانه هنر درست و حسابی فعال بود یا وقتی فرهنگسار و گیهانی و …، اشتیاقم از این بابت بود که فکر می کردم بازگشتی خواهیم داشت به دوران رقابت که هم خودم بیشتر فعال خواهم بود و سعی به ابتکار خواهم داشت و هم دیگری. اما رفته رفته اشتیاقم به نگرانی تبدیل شد امین بی احتیاطی های امنیتی کرده بود که با بزرگ و بزرگ تر شدن اون سایت می تونست یک مخاطره جدی براش باشه. در اولین فرصتی که می شد دیدمش ( و البته لطف کرد و وقت گذاشت )، من قبلا این مراحل رو طی کردم، با مشکلات فنی و خطراتش تا حدودی آشنا هستم، از طرفی در مشورت با دیگران هم مطمئن شده بودم از نظر امنیتی مشکل ساز هست .

البته من مسئول بی احتیاطی های هیچ کس نیستم اما بی انصافی بود اگه توصیه ای نمی کردم. برای همین شخصی ( البته نه به تنهایی ) که به امین توصیه کرد تا در اولین فرصت سایت رو حذف کنه ناگزیر من بودم.

خب امین هم همون جلسه قبول کرد و از راه اندازی کار جدیدی گفت و حتی مایل بود اسم جدیدی بهش پیشنهاد بشه … (بقیش توی توضیح قبلیم هست)

حالا شایان جان شما اومدی و هم من رو با پستت توی خطر امنیتی قرار می دی و هم خودت از اون سایت نوشتی و خطر امنیتی که هنوز هم ممکنه برای امین وجود داشته باشه رو باز کردی و من رو ناچار کردی که با توضیحات بیشتری به این خطر دامن بزنم

من دعوایی ندارم، اگه می گم بت های وجودی خودت رو بشکن کافیه از دید یه دوست به لحنت نگاه کنی، عزیزم افشای قومیت من و به تمسخر گرفتن مدل گویشی ای که استفاده می کنن در همین پست…،( اگه برات مثال کافیه).

من نه با شما و نه با هیچ کس دیگه دعوایی ندارم، سالهاست سرم به این پسر گرم بوده و حالا هم همونه. اگه یه زمانی گفتم شرف داره تهش خوب همه دیدن چی به چی شد. اگه حال هم عذرخواهی می کنم از بابت بازنشر چنین پست ها و توضیحاتی برای اینه که وقتی می بینم یه هوموفوب میاد و فحش می ده اما به خطر برای ما راضی نیست من چرا نباید از چنین بازنشری و به خطر انداختن هم احساس هام  شرمنده نباشم.

پست رضا رو اینجا بخونید

من تو رو ناچار نکردم. این خودت بودی که خودت رو ناچار دیدی در همون مدل قدیمی انتشار دادن هات قبل از پست من توضیح بدی. تو هم شماره تلفن منو داری، هم جی تاک منو و هم میل منو. خوب می تونستی با من یا امین تماس بگیری و برای رفع سوءتفاهم های احتمالی مستقیما با من صحبت کنی و به نتیجه برسیم. اون وقت من دوباره در همون محلی که پست منتشر شده، دوباره توضیحاتی می دادم یا حتی متن مورد نقد رو تعدیل یا حذف می کردم ولی اومدی متن رو به جای دیگه ای منتقل کردی و نشر بیشترش دادی.

عزیزک نازنینم. کسی به شما نگفت اون پست رو منتشر کن. شما هم اگر از مسائل امنیتی با خبر هستین که من نیستم و نگرانی دارید کافی بود یک اس ام اس بدین و با هم در این مورد صحبت کنیم تا این که پست خودت رو منتشر کنی و تهش بنویسی از همه معذرت می خوام! من اینو به حساب شیطنت شما میزارم.

مثال تو برای بت درونی پذیرفته نمیشه و ازت می خوام مثال های دیگه ای بزنی.

رضا تو می دونی من هم لر هستم. چطور فکر کردی یک لر در ادامه نوازش های دوستانه ای که به فارسی می نویسه «پسر جان، عزیزکم» بیاد و کلمات هم معنی به هم قومی خودش بگه، اونو مسخره کرده؟ تنها یک لر می تونه بفهمه “نازار” یا “سقط بام” واژه های زیبای لری هستند. واژه هایی که معنی نازنین و قربانت شوم را می دهند.

نمی دونم، شاید این فکر من که با این کلمات احساس بهتری ایجاد کنم اشتباه بوده. ولی رضا اینا چه ربطی به بت داره؟ منظور من از بت کسایی بود که خودشون رو یک تافته جدا بافته می دونن و یک حصار دور خودشون کشیدن و خودشون رو از گوهر های خلقت بشریت می دونن. کسایی که فکر می کنند باید مثل این ها صداشون بزنیم.

هیچکاک همیشه استاد

فروید بزرگ

که من بت سازی رو هیچ وقت دوست نداشتم و ندارم.

این هم یک پست تاریخی دیگه از شما بود. امیدوارم شاهد از این دست پست ها از شما نباشیم.

بووووووووووووووووووووووووووووووووس

این پست از بازنشر در وبلاگ پسر بازیابی شده است!

نگاه شما

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s