نسبت وبلاگ‌ نویسی با همجنسگرایان (2)

نسبت وبلاگ‌ نویسی با همجنسگرایان (2)

بخش دوم: چطور وبلاگ بنویسیم؟

برای شروع شاید بهتر باشد وبلاگ خوان خوبی باشید. بسیاری از کسانی که امروز وبلاگ دارند پس از ماه‌ها وبلاگ خوانی شروع به وبلاگ نویسی می‌کنند. خواندن وبلاگ دیگران به ما کمک می‌کند شناخت بهتر و بیشتری از نحوه نوشتن به دست بیاوریم. مثلا از اینتر زدن‌های بی‌جا که پاراگرف ایجاد می‌کند یا وسط‌‌چین نوشتن تمام پست و دیگر موارد که در پست بعدی به آن اشاره می‌خواهم کرد خودداری کنیم. درباره غلط‌های دستوری باید بیشتر مطالعه کنیم. خود من در رعایت دستور زبان بسیار ضعیفم. البته وبلاگ خواندن ویا مطالعه مجله، داستان و کتاب نیز به بهبود این وضعیت کمک می‌کند. به مرور آنهایی که مثل من در نگارش و ویرایش ضعیف هستند با مطالعه بیشتر نوشتن‌شان جا می‌افتد. پس زیاد سخت گیری نکنید فقط به روش نوشتن‌های اینترنتی آشنایی پیدا کنید که در برگه وبلاگ خود طوری بنویسید که خواننده اذیت نشود.
همان طور که می‌دانید برای انتشار دیتا (متن، تصاویر، صدا و…) بر روی اینترنت نیاز به یک فضا (چیزی مثل هارد یا رم) داریم. به آن در اینترنت هاست می‌گویند. برای پیدا کردن آن دیتا نیز نیاز به یک آدرس است. دامین همان آدرسی است که ما را به سایت می‌رساند. قالب وبلاگ با سایت متفاوت است. در وبلاگ زیر مطلب نوشته شده کامنت (یاداشت یا نظر) می‌دهیم. عموما از قالب ساده و منظمی بر خوردار است. برای تهیه هاست و دامین باید آنها را خرید.
اما برای وبلاگ نویسی سرویس‌های رایگان بسیاری وجود دارند. آنها برای شما یک فضایی در نظر می‌گیرند تا مطلب خود را منتشر کنید. بعضی از سرویس‌های وبلاگ نویسی علاوه بر این فضایی برای انتشار دیتا شما نیز در نظر گرفته اند. مثلا سرویس وردپرس و یا بلاگر (بلاگ اسپات) فضایی به شما می‌دهد تا دیتای خود را آپلود (بارگذاری) کنید. من برای اولین بار در وبلاگ نویسی‌ام با آپلود آشنایی پیدا کردم. متوجه شدم تصاویر که در سایت ها و وبلاگ ها می‌بینم ویا دانلود می‌کنم قبلا آپلود شده‌اند. شاید بتوان گفت آپلود برعکس دانلود است. شما برای آنکه دیگران تصویر یا موزیک شما را دانلود کنند باید قبلا آن را آپلود کنید.
هر سرویسی مدل خود را دارد. مثلا بلاگ اسکای در سایت پیکو فایل برای شما اکانت رایگان می‌سازد و شما دیتای خود را از آنجا آپلود می‌کنید. یا این که بلاگفا اصلا چنین سیستمی ندارد و باید از سایت های دیگر آپلود کنید و آدرس آن را در وبلاگتان بگذارید. همین جا یک توضیح کوچک بدهم که وردپرس و بلاگر سرویس‌های معروف خارجی هستند و پرشین بلاگ، بلاگفا، بلاگ اسکای و میهن بلاگ از سرویس‌های مهم ایرانی‌اند. البته سرویس‌های دیگری نیر هستند که می‌توانید با جستجو آنها را پیدا کنید. توضیح کوچک دیگر این که سرویس‌های ایرانی برای گریز از فیلترینگ وبلاگ‌های حاوی مطالب سیاسی و یا جنسی باشد را حذف می‌کنند. وردپرس و بلاگر به دلیل عدم این شرایط به طور کامل فیلتر هستند. با این وجود به دلیل اطمینان نویسندگان ایرانی و فراگیر بودن راه های گریز از فیلترها هنوز کم رقیب باقی مانده‌اند. برای شروع در هر سرویسی می‌توانید از راهنمای آن سایت استفاده کنید. در پایان توصیه می‌کنم در صورت نوشتن مطالب جنسی یا سیاسی از سرویس‌های امن خارجی استفاده کنید. اگر تازه کار هستید بهتر است در سرویس‌های ساده ایرانی وبلاگ بنویسید. امیدوارم پس از خواندن این پست به جمع وبلاگ نویسان وارد بشوید.

نه ندایی، نه چراغی، خاموشی و سکوت همه جا را فراگرفته

نه ندایی، نه چراغی، خاموشی و سکوت همه جا را فراگرفته

پیش خودم فکر کردم حالا که چراغ یک ساله درنمیاد خوبه حداقل ندا منتشر میشه. برام سوال شد چند نفر از دوستان فیسبوکی‌ام تعداد نشریاتی که همین حالا منتشر می‌شوند رو می‌دونند. پرسشی در پروفایلم مطرح کردم با این پیش فرض برای خودم که فقط ندا منتشر می‌شود. هیچ وقت ندا رو دنبال نکردم. آخه توی سایت cheraq.net  تا شماره چهل‌وششم آرشیو چراغ وجود داره و القا کرده چراغ دیگه منتشر نمیشه. بعد آرشیو ندا با این شعار که «ندا فرزند چراغ است» در این سایت وجود داره. این در حالیه که شماره‌های بعدی چراغ تا شماره 68و69 در سایت cheraq.irqo.org منتشر شده. چراغ را IRQO منتشر کرده و ندا را IRQR و جالبتر این که هر دو خودشون رو «سازمان دگرباشان جنسی ایرانی» معرفی می‌کنند. در حالی که این ترجمه سازمان IRQO است (Iranian Queer Organization) و ترجمه سازمان IRQR چیزی شبیه این میشود: «راه آهن پناهندگی دگرباش ایرانی» (Iranian Railroad for Queer Refugees)! آخرین شماره ندا آذر90 منتشر شده.

حالا چرا IRQR به دبیرکلی آرشام پارسی سعی دارد تاکید کند چراغ بعد از برکناری‌اش در IRQO درنیامده و ندا به صاحب امتیازی IRQR ادامه راه این نشریه تمام شده است، من نمی‌دانم! البته اگر می خواهید دلایل برکناری آرشام پارسی را از IRGO بدانید شاید این بیانیه بتواند پاسخی به شما بدهد. ضمنن هیچ جا پاسخ آرشام پارسی به این بیانه را ندیدم!

پیش از این با خودم فکر می‌کردم چرا هیچ کدام از دو سازمان مهم و رسمی دگرباشان جنسی ایرانی گزارشی از عملکرد خودشون بیرون نمی‌دهند؟ چرا هیچ شفافیتی درباره بودجه هیچ یک از این سازمانها وجود ندارد؟ اما حالا وقعا متاسفم برای سازمان‌هایی که حتی توانایی انتشار ارگان رسمی خودشون رو ندارند. شاید پیش از این انتظار داشتم اونها گزارش رسمی از اقدامات شون به رسانه‌ها بدن. گزارشی که روشن کننده چگونگی خرج کرد پول‌هایی است که به نام ما (دگرباشان جنسی ایرانی) می‌گیرند. اما حالا دیگه انتظاری از اینهایی که نمی‌توانند حتی نشریه خودشون رو هم منتشر کنند ندارم. پرسشی اشتباه کردم از دوستانم و از همه‌ی آنها معذرت خواهی می‌کنم.

آی اس آی

آی اس آی

موئسسه اطلاعات علمی (Institute for Scientific Information) با تمرکز بر میزان علمی مقالات مرجعی برای درک درست تحقیقات علمی است. این موئسسه در مقابل تعاریف شفاهی قرار دارد. تعریف شفاهی یعنی من نظریه خام خودم را در جمع فرد یا افرادی بیان می‌کنم. مثلا بگویم همجنسگرایی به دلیل رفتار نامناسب خانواده شکل می گیرد. باتوجه به شخصیت من و البته قدرت بیانم، شما مطلب غیر علمی مرا می پذیرید و آن را به عنوان یک مرجع و رفرنس قبول می‌کنید. از طرف دیگر این موئسسه درمقابل تحقیقات علمی با بنیه کم نیز ایستادگی می کند. مثلا در دانشگاهی از بورکینوفاسو یک مقاله تهیه می‌شود و در مجله‌ای به چاپ می‌رسد. هیچ تضمینی برای صحت این تحقیقات وجود ندارد. این موئسسه سالانه با امتیاز دهی به مجلات علمی میزان اعتماد ما به تحقیقات صورت گرفته و مقالات متشر شده را مشخص می‌کند. برای ترجمه مقاله یا تهیه مطلب درباره موضوع خاص علمی حتما به فاکتور تاثیر (impact factor) و فهرت مجلات آی اس آی توجه کنید. از طرف دیگر به سراغ مراجع معتبر برویم. مثلا برای جستجو مطلب پزشکی معتبر می‌توانیم در موتور جستجوی پاپ مد (PubMed) به دنبال‌اش بگردیم. این موتور جستجو از طرف «مرکز ملی اطلاعات بیولوژی در کتابخانه ملی پزشکی آمریکا» مدیریت می‌شود و اعتبارش از آنجا می‌آید.

نسبت وبلاگ‌ نویسی با همجنسگرایان (1)

نسبت وبلاگ‌ نویسی با همجنسگرایان (1)

بخش اول: ضرورت وبلاگ نویسی

رسانه، زبان بیان مواضع و دیدگاه مدیر یا مدیرانی است که آن را منتشر می‌کنند. هر رسانه‌ای به میزان گستردگی‌اش پیام را تا دورها می‎برد. در گذشته رسانه‌ها تنها در منابع قدرت یا ثروت بودند. با گسترش ابزارهای رسانه‌ای امروز شاید هر کسی حتی هر چقدر کم و کوتاه، می‌تواند رسانه‌ای در دست داشته باشد. یکی از این ابزارهای رسانه‌ای وبلاگ است. وبلاگ بدون کم‌‌ترین هزینه در دسترس همگان قرار دارد و قالبی برای انتشار آنچه که در ذهن ما می‌گذرد می‌شود. از روزمرگی‌ها گرفته تا مباحث عمیق فکری را می‌توان در این قالب قرار داد. این روزها وبلاگ منبع خبر، اطلاعات و تفریح بسیاری کشته. بسیاری از نتایج جستجو در موتورهای جستجو به وبلاگ‌ها می‌رسد. اگر وبلاگ نویس باشید در آمار وبلاگ خود بسیاری از رهگذارانی را می‌بینید که در پی اطلاعات درباره کلمه جستجو شده به وبلاگ شما آمده‌اند.

برای ما پیش آمده در جستجوی موضوعی به اطلاعات غلط می‌خوریم. آنگاه است که جستجو کننده مطلب و دیدگاه نادرستی از روی تجربه ویا درک شهودی فرد را می‌خواند و به اشتباه می‌افتد. فرض کنید این موضوعات مربوط به زندگی شما بشود و درباره شما اطلاعات نادرستی منتشر شده باشد که زمینه ساز قضاوت‌های نادرست بشود. مثلا فردی در جایی بگوید همجنسگرایی به دلیل عدم ارتباط پسران همجنسگرا با پدران خود است. این درحالی است که شما مقاله‌ای خوانده اید درباره رد این موضوع و علت درست را با توجه به مباحث علمی عامل وراثتی یا محیطی می دانید. حتما ما نسبت به چنین موضوعی نمی‌توانیم بی‌تفاوت باشیم. اما راحل چیست؟ چگونه می‌توان درمقابل انتشار اطلاعات غلط واکنش نشان داد؟ آیا وبلاگ و وبلاگ نویسی می‌تواند ضمینه ساز انتشار اطلاعاتی که فکر می‌کنیم درست است باشد؟ با توجه به نقش وبلاگ در حوزه رسانه، با همین ابزار خرد و مدرن رسانه‌ای می‌توانیم درمقام پاسخ و روشنگری جامعه به اندازه‌ی خودمان ایفای نقش کنیم. ما می‌توانیم اطلاعات درست را از راه یک وبلاگ، تنها با چند ترفند ساده و کوچک در صفحه‌ اول موتورهای جستجو قرار دهیم و کاربران را به سوی آگاهی بیشتر و بهتر هدایت کنیم.

از طرف دیگر می‌دانیم، شیوه زندگی یا لایف استایل ما برای دنیای دگرجنسگرایان ناشناخته است. این ناشناختگی زمینه ساز قضاوت های نادرستی میشود. ممکن است آنها در تصور سنتی خود همجنسگرایان را افراد عجیب یا منحرفی جنسی بدانند. مثلا فکر کنند برای تفریح با همجنس ارتباط برقرار می‌کنند. شاید هم از این فراتر بروند و آنها را آلت دست غرب برای نابودی بنیان خانواده بشمارند. نمی توانیم روی ذهن تخیل ساز افراد مختلف جامعه کنترلی داشته باشیم اما می توانیم درک کنیم هرچه از ما بیشتر بدانند و بیشتر ببینند برایشان عادی تر می شویم. مثلا زوج‌های همجنسگرا که درباره روابط همسرانه خود می نویسند می‌توانند تصویر درستی از خانواده همجنسگرا به جامعه بدهند. همین باعث می شود دگرجنسگرایان با زندگی عادی آنها روبه‌رو شوند که آنها نیز همانند زندگی زناشویی دغدغه‌های خودش را دارند. یا تنهایی آدمها که وجه اشتراک آنهاست. فرد همجنسگرا می تواند با اشتراک گذاری روزگاران تنهایی خود با یک دگرجنسگرا ارتباطی برقرار کند که همدلی و درک متقابل را در دو طرف بالا ببرد.

درواقع ما با نوشتن ترجمه مقالات علمی، نظریه پردازی از روی مشاهده، مطالعه و تجربه شخصی و حتی بیان روزمرگی‌های زندگی ماشینی می‌توانیم تصویر درست‌تری از زندگی همجنسگرایان در ایران به کاربران اینترنتی بدهیم. همین تصویر، زبان به زبان، صورت به صورت، سینه به سینه همچون تمامی اطلاعات دیگر به گوش ایرانیان می رسد و تصور اشتباه و غلط جامعه همجنسگرا هراس/ستیز ایرانی را که زبان به زبان، صورت به صورت، سینه به سینه به وجود آمده، آرام آرام از بین می‌برد. حالا اگر دسترسی به اینترنت داریم و یک ساعت در هفته را می توانیم به وبلاگ دگرباش خود اختصاص بدهیم و این کار را نمی کنیم، جفا به خود و جامعه همجنسگرا کرده‌ایم. حتما این یک وظیفه نیست و تکلیفی بر گردن نداریم اما اگر می توانیم و دریغ می کنیم، جفا کرده‌ایم.

در بخش‌های بعدی به چگونگی وبلاگ نویسی، ابزارهای لازم و نکاتی که در طول این تجربه کرده‌ام می پردازم. امیدوارم دوستان من بیشتر از همیشه به ضرورت وبلاگ نویسی و استفاده از این ابزار مفید و سودمند پی‌برده باشند و شاهد رشد بیشتر وبلاگ‌های دگرباشان جنسی مخصوصا همجنسگرایان باشیم.

خارج‌ از پست: پست‌هایی تحلیلی در این دوره جدید هویت درون در دسته «نسبت یابی» به برسی نسبت‌های موضوعات  امروزی جامعه با همجنسگرایی خواهد پرداخت. این پست ها در روزهای سه شنبه منتشر می‌شود و ادای دین هویت درون برای جامعه همجنسگرایان ایران است.  

منزل آخر

منزل آخر

با توجه به جابجایی های بسیار زیادی که داشتم لازم است برای این جابجایی آخر توضیح بدهم. هویت درون را از نیمیه‌ی آذر 88 در سرویس ایرانی بلاگ‌اسکای شروع کردم. از 29اردیبهشت 89 به بلاگ اسپات  (بلاگر) رفتم. با فیلتر شدن هویت درون وبلاگی با نام «یک احساس عادی» را نوشتم و بعد از فیلتر شدن اون «طعم گی بودن». بعد از این برگشتم هویت درون با آدرسی تغییر کرده. بعد به بلاگ دات کام رفتم اما سرویسی نبود که در آن راحت باشم. در نهایت تصمیم گرفتم در جمع فیلتر شدگان به همون هویت درون در بلاگ اسپات بازگردم. اواخر تابسات سال پیش به دلایلی هرچه اکانت داشتم حذف کردم و همراه حذف اکانت گوگل‌ام بلاگ اسکای از بین رفت. اما نوروز امسال با دیدن بازگشت پذیر بودن هویت درون در بلاگ دات کام یک پست گذاشتم و تصمیم گرفتم اواخر خرداد برای تابستان بازگردم. اگرچه چند پستی در آنجا نوشتم اما تصمیم گرفتم به تنها جایی که بخشی  از هویت درون در آن باقی مانده بیایم. از خیلی قبلتر ورد پرس به نوعی نسخه پشتیبان من بود. متاسفانه بسیاری از پست های تابستان را نتوانستم برگردانم. به‌هرحال فصل دیگری از وبلاگ نویسی دگرباشی خودم را از اینجا شروع می‌کنم. اگر کسی پستی از من در جایی دارد ممنون میشوم آن را به من برساند تا دوباره انتشار بدهم. برای مثال یک پست از روی ورد در آرشیو خودم بود و سه پست دیگر بر روی وبلاگ رضا پسر که البته آخر دعوا بود. دعوایی که تجربه ای بزرگ برای من شد تا در پست‌های بعدی برای شما از آن بنویسم. من هنوز همان شایان رک‌گو و منتقدم‌ام! پس منتظر چیز تازه‌ای نباشید.

بنده بدون هیچ داوری در این مورد فقط شما را با ریشه این مطلب آشنا می کنم

بنده بدون هیچ داوری در این مورد فقط شما را با ریشه این مطلب آشنا می کنم

از گوگل پلاس دکتر سروش

دکتر سروش : بسیاری از مسائلی که در گذشته غیراخلاقی محسوب می شد امروز تحت عنوان حق ، اخلاقی محسوب می شود

با توجه به شائبه های به وجود آمده در مورد سخنرانی دکتر سروش در کانون ایرانیان دانشگاه تورنتو و برداشت های ناصحیح پاره ای از سایت ها  (http://www.qudsonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=42819 ) در مورد همجنسگرایی و رابطه جنسی با محارم ، لزوم دقت بیشتر روی سخرانی ایشان را به جا دیدیم :

قسمت هایی از سخنرانی :
در فرهنگ دینی ما هم جنس گرایی از نظر شرعی حرام و از نظر اخلاقی مزموم است (…)
(…) ولی نکته اینجاست که همه اینها به دوران تکلیف مداری متعلق است نه حق مداری (…)
در حال حاضر انسان ها تعریف خود را با حقوق شروع می کنند ( ما واجد فلان حقوق هستیم ) (…)
(…) و انقدر در باب حق افراط و مبالغه شده است که عده ای از متفکران مغرب زمین را به فکر انداخته است که یک منشوری در باب تکالیف و مسئولیت بنویسند .
(…) ایجاد توازن بین این دو واقعا مسئولیت امروز ماست .
قصه همجنسگرایی از فرزندان این فضای جدید است (…) این ریسمان از سال ها قبل از حقوق جلادان ، بازیگران ، زنان و … شروع شده و در حال حاضر به حقوق جنین ، حقوق درختان ، حقوق بشر و حالا حقوق همجنسگرایان رسیده است و نمی دانم سال ها بعد چه حقوق تازه ای مطرح خواهد شد .
دلیل اینکه می بینید این حقوق در جهان جدید این همه محل تامل است و درباره آن به راحتی نمی توان سخن گفت و از جمله خود بنده که به درستی نمی توانم درباره آن رای بدهم ، فتوایی بدهم ، داوری روشنی بکنماین است که این مسئله بسیار جدید و پیچیده است . ( دنباله فصه حق مداری است )
بنده بدون هیچ داوری در این مورد فقط شما را با ریشه این مطلب آشنا می کنم (…)
یکی از چالش هایی که ما در روزگار جدید داریم چالش میان اخلاق و حقوق است (…)
(…) این چالش در 100 سال گذشته که حقوق مداری به این وسعت نبوده وجود نداشت (…)
متاسفانه بسیاری از مسائلی که در گذشته غیراخلاقی محسوب می شد امروز تحت عنوان حق ، اخلاقی محسوب می شود .
در گذشته ارتباط جنسی با محارم اخلاقا ممنوع بود و از نظر دینی حرام (…) ولی امروز به منزله حق شناخته می شود که اگر کسی به این امر مرتکب شود هیچ قانونی گریبانگیر او نخواهد شد ( حتی به اندازه تخلف رانندگی )
(…) حرف من این است که : پس اخلاق چه می شود ؟ پس کجا حق می تواند جا خالی کرده و اخلاق جای آن را پر کند ؟ و اگر ما این طور جلو برویم چه چیزی از اخلاقیات باقی خواهد ماند ؟
(…) بنابراین از طرف من فعلا بیش از این نخواهید شنید .

لینک دانلود فایل تصویری کامل سخنرانی :
http://www.mediafire.com/?qjq5nugm08x6g