دعوت به 5اعتراف یلدایی

خدا پدر رادیو فردا رو بیامرزه، ایرج گرگین رو میگم. اگه سایفون3 نباشه من نمی تونم وردپرس بیام و سخن پراکنی کنم. با وجود این که دوستان خوبم سعی کردن کمک کنند اما باز نشد که نشد. تعجب نکنید من پول بالای اینترنت آزاد نمیدم. ولی از همکاری فریگیت هم کمال سپاسگذاری رو دارم. تو این چند وقت سر به وبلاگ کسی هم نزدم چون به دنبال نیامدن به ورد پرس، از طرف فریگیت نمی تونستم بلاگر هم بیام و حتی کامنت بدم. دیگه این هم از اشکالات نرم افزار عبور از اینترنت مسدود به نام فریگیت هست.

تو این چند وقتی که پست نذاشتم و کامنت ندادم، زیر چشمی دنبالتون کردم. نه من از شما غافل میشم و نه میتونم وبلاگم رو فراموش کنم. هفته پیش سه سال هویت درون تموم شد و رفت تو سال چهارم. خدا به ما عمر بده، دسترسی به اینترنت آزاد بده، توان نوشتن و اندیشه درست برای وبلاگ نویسی بده…، ایشاالله در خدمت شما  باشیم. برام فرقی نمی کنه خواننده من دوتاست، بیستاست، پنجاتاست، صدتاست یا حتی بیشتر، مهم برام هویت درون ِ منه که با همین فلسفه قرار درون منو بریزه بیرون.

یه عادت بد دارم این که به جز محیط تایپ وبلاگ، جای دیگه نمی تونم پست بنویسم. بعضی از دوستان پست هاشون رو توی ورد انباشته می کنند و حتی چندتا چندتا به‌روز می کنند. خیلی هم خوبه اما من از این عادتا ندارم. برای همین چندین پست رو از دست دادم. چند جا تو فیسبوک قول دادم درباره موضوعاتی بنویسم اما یادم نیست اونها چی بودن. یاد آوری کنید، چشم، به وقتش حتما انگشت به دست میشم و تایپش می کنم.

اوضاع احوال خوبه، همه چیز داره فعلا آروم میره جلو ولی من نگرانشم. آینده قابل پیش بینی نیست و من گاهی سرنوشتم قاطی سرنوشت دیگران میشه. خودم هر چه رعایت احتیاط کنم یا برای آرمان هام جان بازی کنم بازم شانس و سرنوشت منو مثل یک موج عظیم دریا با خودش می بره یا بر میگردونه ساحل. الان تو ساحلم.

لم دادم زیر آفتاب و عینک دودی زدم. دارم به گذشته فکر می کنم. می تونستم مثل خیلی ها دنبال لذت‌های جنسی و تجربه‌های عاطفی زودگذر باشم یا با هرکسی خوش و بش کنم و خودمو مثلا اجتماعی نشون بدم، که هستم اما تو جمع استریت‌ها. پایه کافه رفتن باشم و تو هر تریایی نوشیدنی همیشگیم، هات چاکلتمو بخورم. می تونستم هر شب خونه یکی برم و هر شب پهلوی یکی بخوابم. ولی نه برای در موقعیت سکس قرار گرفتن تلاش کردم و نه برای مورد حب قرار گرفتن. من هرگز دوست نداشتم محبوب فرد یا گروهی بشم چون که دوست داشته باشم با آدم ها دوست باشم. خودم بودم. رک، اونقدر که بدون خواستن نظرم، نظر میدادم و روی اصول اخلاقیم تذکر میدادم. هنوزم همینم و نمی خوام ترکش کنم. دوست کیلو چند، نه جدا، خوبه اما دوست بی اخلاق، دوستی که نقد نپذیره، دوستی که خود واقعی من با زبان تندمو نخواد برای چیمه؟ من الا کسیو دارم که خود واقعیم رو دیده، دوستم داره و دوستمه. از دوست هم بالا تر ولی خوب…، قراره چیزی نگم. نقطه سر خط! ه ه

پیوست به پست: شب یلدای هر سال وبلاگ نویسای دگرباش اعتراف میکردن. من فکر میکنم این بازی وبلاگی بخشی از هویت وبلاگ نویسان دگرباش باشه. نمونه اعتراف من در یکی از وبلاگ های حذف شده ام رو می تونید اینجا ببینید. دوست دارم امسال برای یلدای91 از چند وبلاگ نویس پیشکسوت و جون دعوت کنم تا مثل سال های گذشته پنج اعتراف بکنند و در اولین فرصت پس از شب یلدا اون رو منتشر کنند. و مثل همیشه در پایان از پنج وبلاگ نویس دیگه برای شرکت در این بازی وبلاگی دعوت کنند. من از وبلاگ های محدوده سرخ ، سیب ترش ، پسر خسته ، پسر ، شرح صدر ، آبژکتیو ، ماهان ، A gay couple from Iran ، غریبه91 ، دیگرباش ،پسری از بهشت ، Diary of a Dreamer ، آیریس؛ الهه رنگین کمان و حس تنهایی من دعوت می‌کنم در شب یلدا پنج اعتراف بکنند که تا کنون بازگو نکرده اند.

11 دیدگاه مال خودتان را بیفزایید

  1. اشکی می‌گوید:

    «میگم اینکه خودت هستی و اونجوری که دوست داری هستی»، این خیلی خوبه هااااا.
    اعتراف به چه چیزایی؟ 🙂 😉 😀 😛

    لایک

  2. اشکی می‌گوید:

    اول خودت باید اعترافات یلدای امسال رو بگی 🙂 😉

    لایک

    1. شایان می‌گوید:

      5اعتراف که تا حالا نگفتی
      من که حتماااااا

      لایک

  3. vartanpakbaz می‌گوید:

    تو فیس‌بوک هم گفتم، چشم سعی می‌کنم بنویسم 🙂 ولی جور کردن پنج‌تا سخته
    بعد هم بابته این‌که گفتی سیفپن زنده شده ممنون 🙂

    لایک

    1. شایان می‌گوید:

      چی گفتم؟ چی زنده شده؟ نفهمیدم؟

      لایک

      1. vartanpakbaz می‌گوید:

        غلط تایپی بود 🙂 سایفون

        لایک

  4. saman می‌گوید:

    واقعا سايفون كارش حرف نداره…منم خيلي ازش راضيم.
    راستش شايان توي ذهن من با شاياني كه تو اين پست شناختم خيلي فرق داره…اصلا يه چيز ديگست…خيلي از اخلاقاش شبيه خودمه…اخلاقهايي كه خيلي كمياب و خاصن…اين رو دوست دارم
    نميدونم راجع به اعتراف چي بنويسم ولي چشم حتما…بووووس

    لایک

  5. Reza می‌گوید:

    تا دلت بخواد اعتراف میتونم بکنم واست! :))))
    با کمال میل!
    بوووس

    لایک

    1. شایان می‌گوید:

      الهی من برقبان داش رضای عزیزم بشم که شیرینت تر از تو تو لایف نیست
      فدای رک و راستی هات بشم من
      بووووووووووس

      لایک

  6. saman می‌گوید:

    بابا رضا جون تو كه تو داستانات زدي دهن هرچي اعتراف بود رو سرويس كردي…يني بازم هست؟؟؟؟

    لایک

    1. شایان می‌گوید:

      سامان برو از رضا یاد بگیر که خیلی عقبی

      لایک

نگاه شما

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s