این یک داستان ضعیف است (1)

آکیسمت یک پسر بسیار تنها بود. او هر شب با جلق زدن میخوابید و هر صبح با جلق زدن بیدار میشد. او گاهی ظهرها در اتاقش وقتی تنها بود باز هم جلق میزد. هنگامی که به یاد معشوقه‌اش می‌افتاد فقط به عشقبازی با او فکر میکرد و برای خوابیدن آلتش مجبور میشد بجلقد. معشوقه او…

الو…، صدا میاد؟!

اول دبیرستان تا وقتی که از مدرسه اخراج شدم (به دلیل پافشاری روی مسئولیتم در شورای دانش‌آموزی استان) همیشه میز دوم نشستم. معلم گاهی پرسشی می‌کرد که یا به اطلاعات عمومی مربوط بود یا به پایه و آموخته‌های سال پیش دانش‌آموزان. گاهی من پاسخ درست این سوالات رو می‌دادم اما معلم بهشون بی‌توجهی می‌کرد. بعد…

آسمان آبی دریا را تا انتها آبی می‌کند

استقلال اگرچه دو بر یک تیم عربستانی رو شکست داد اما جام حذفی رو باخت. واقعا دوست داشتم به فینال جام حذفی میرسیدیم. اگر تو فینال پرسپولیس رو میزدیم و قهرمان میشدیم خیلی خوشحال میشدم. حالا هم امیدوارم استقلال قهرمان لیگ‌برتر بشه. این فصل هنوز هیچ کدوم از بازی‌هاشو نرفتم استادیوم ببینم. نه آسیایی، نه…