نوروز من، بهار او، الهه تو

منتظرت هستم تا بیایی و طراوتی به زندگی ما بدهی، به من، به عشقت. تو تحویل سالی هستی که همیشه برایم بهار خواهد ماند. آغاز سالی که نیکو می‌شود. فرقی نمی‌کند چند کیلومتری‌ام اروتیک‌گرایی عاشق پندار باشد یا اطرافم لبخندهای مصنوعی و رفتارهای ساختگی، تو که باشی من فقط لبخند می‌زنم. حتی دیگر دلم دریا هم نمی‌خواهد. با دست‌غنچه و کوآلای ِ من دست میمون را می‌گیریم و می‌رویم دنبال کانگلو.

«تو فقط زودتر بیا». نه از جنس آن قال گذاشتن ِ اروتیک پسند، نه از جنس این قلب ِ بی‌قراری که کنارم منتظر توست، تو فقط زودتر بیا از جنس پدری که دختر نداشته‌اش را چشم به راه‌ست. بیا که غنچه‌ها بشکفند، بیا تا عطر گل‌ها در هوای ما پر شود، بیا تا سبزی جای سپیدی‌ را بگیرد و دل‌هایمان را بر سفره‌ی سبز زمین بگذاریم. تو فقط زودتر بیا و تحویل شو.

پیوست به پست: مهمونی بهار

خارج از پست: خدایا شکرت.

One thought on “نوروز من، بهار او، الهه تو

نگاه شما

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s