بیاییم چیپ نباشیم

بیاییم چیپ نباشیم

چند وقتیه دارم با ادلیست‌های فیسبوکم حال می‌کنم. با صبر و تحمل پای حرفاشون می‌شینم و ارشیو سفید ِ مکالماتمون رو پر از مهر و محبت دو طرفه می‌کنیم. به نظر می‌رسه پروفایل پیکچرم بعضی از اد لیست‌های اروتیکم رو تحریک به برقرای ارتباط با من کرده. امشب خیلی خوشحالم که با بخش دیگه‌ای از دوستان فیسبوکیم آشنا شدم و به ویژه شادترم که دنیای اروتیکی اونها رو بیشتر شناختم.
اما متاسفم دنیای آدم‌های اروتیک‌گرا خیلی کوچیکه. از نظر من اهداف جنسی که براشون وقت میذارند یک هرزرفتگی زمان طلایی به ویژه در جوانیه. به نظرم فری‌سکس یا همون رابطه جنسی آزاد یا همون سکس بدون احساس خیلی «چیپ»ه، خیلی!
من تجربش کردم و با منطق بهش فکر کردم. سکس برای سکس، سکس در مستی، دیت سکس، خیلی چیپه از نظرم. اما یک اتفاق می‌تونه جذاب باشه. نه این که به دنبال رابطه جنسی بگردیم، بلکه اگر قرار هست رابطه‌ای اتفاق بیافته و راضی هستیم چرا باید جلوش رو بگیریم؟
شاید کسی رو دعوت کنیم و فکر کنیم ممکنه اتفاقی‌هم بیافته و اگر جلوش رو می‌گیریم به خاطر ایدلوژی باید بگم اونم از نظرم چیپه. انسان یک ایدلوژی داشته باشه می‌تونه راحت زندگی کنه. به گمانم بهتره انسان به دنبال کرامت انسانی خودش باشه اما از زندگی لذت ببره. همون جمله طلایی که سال‌ها پیش گفتم: «لذت ببر اما آسیب نرسون».

پیوند به پست: شعله و دود 

خارج از پست: خوشحالم هنوز ایدلوژی‌هام همون چیزی هست که بوده و خودم رو چیزی که نبودم تصویر نکردم. فقط سخت‌گیریم نسبت به آدمای اطرافم کم شده که خیلی خوبه.

شکایت از تناقضات

شکایت از تناقضات

چه در خودت کم دیده‌ای که به غلط از خود اطلاعات می‌دهی؟ تعداد روابط‌ات را مخفی می‌کنی، سن‌ات را به اشتباه می‌گویی و در شبکه‌های اجتماعی نادرست وارد می‌کنی، ظلم می‌کنی و نزد دوستان‌ات با مظلوم‌نمایی همه چیز را وارونه جلوه می‌دهی…، تا به کی؟ تا به کجا؟ به دنبال چه نداشته‌ای که با چنین بنیان‌های نبوده و نداشته تغییر چهره داده‌ای؟ آیا نمی‌توانی مهربان باشی؟ آیا با تعداد واقعی روابط‌ات درست قضاوت نمی‌شوی؟ آیا برای کم‌تر جلوه دادن سن‌ات شب‌های جنسی بیشتری به دست می‌آوری؟ واقعیت تو چیست؟

 پیوست به پست: منجم‌ام یک اطلاع نادرست داره و اونم شهر هست. من خیلی دنبال امیر متولد 71 از شیراز هستم. بهش قول دادم هر ولینتاین به یادش باشم اما شمارش رو گم کردم.

خارج از پست: قرار بود 20 نفر بیان اما حدودا 15 نفر شد. فردا برای اولین بار یک مهمونی بزرگ دارم و امیدوارم بتونم درست انجامش بدم.

2800کیلومتر

2800کیلومتر

– هدف های تو خیلی بالاتر از سوپر مارکت زدنه

لعنت به هدفی که توش دوری و دل‌تنگی از توست. من دلم یه زندگی ساده می‌خواد. یه مغازه بزنم و یه خونه بگیرم. هر وقت کلاس نداری بیای پیشم و با هم یه قلیونی بزینم. شب ها هم کر کره رو بکشم و مست شیم و تو بغل هم دیگه یه روز دیگه رو شروع کنیم.