الان (8)

از دوم دبیرستان تا الان لحظه نویسی می‌کنم، عادت دارم. اگر دنبالم کرده باشید شاید موجه‌ام بشید و اگر کسی شبیه من رو دیده باشید اما اگر نه، با توجه به دنیای خودتون برداشت می‌کنید که لزوما نادرست هم نیست. پشت هر قضاوتی یک نکته است. سعی کردم برخورد تندی با پیش‌قضاوت و بی‌انصافی در حقم نکنم تا متوجه کوچیک‌ترین رفتارم باشم. چیزی که دارم می‌بینم دوستی‌های بی‌ریا و صادقانه‌ای‌ست که در یک محیط سالم برای من پیش میاد. من از خودم بودن دست نمی‌کشم.

الان 5 و 23 دقیقه‌ی بامداد یک‌شنبه 6 آپریل 14 است و در غربت توی حال زیبای منزل نازنینم نشستم و پرم از احساستی‌ام که زیباست. توییت‌های زیاد امشبم به من انرژی داد و همین طور یک نکته رو بهم یادآوری کرد. خلیج فارس زیباست اما اگر بخوام تمام آب‌های جهان رو فتح کنم باید از تنگه‌ی هرمز بگذرم و در عبور از دریای عمان به اقیانوس هند بروم تا دریا به دریا رو فتح کنم. این روزها آیندم مشخصه اما نیاز به تلاش بیشتری دارم تا اون رو ساده‌تر کنم. پنج ماه و دو هفته‌ی دیگه وارد 25 سالگی میشم و در پاییز 94 ربع قرن از من گذشته، می‌خوام جایی باشم که باید باشم.

همین حالا توی گوشم برای چندمین بار قطعه‌ای جذاب داره پخش میشه. حتما به پست پیوستش می‌کنم. شب و تنهایی و ترانه کنار سیگار منو به صبح و سحر و سلام می‌رسونه. روی همین کاناپه سرم رو بالا می‌گیرم و به آسمونی خیره میشم که برای من آروم آروم آبی می‌شه. راستی، فردا استقلال بازی داره، اونم با فولاد.

دوست دارم استقلال قهرمان بشه اما نباید بازی قبلی رو می‌باخت. حالا دوست ندارم پرسپولیس قهرمان بشه اما استقلال باید ببره تا سهمیه آسیا رو بگیره. بازی توی خونه فولاد، تو اهوازه اما خوزستان بیشترین استقلالی رو در بین استان‌های ایران داره. فردا می‌شینم بازی رو تنهایی می‌بینم و برای بازی آخر فصل نمی‌دونم واقعا کجام و با کسی بازی رو می‌بینم یا نه؟!

34 دقیقه شده و صدای ازان رو بین تمام و تکرار ترانه‌ی توی گوشم شنیدم. این روزها بعد از مدتی که سختی‌ها نبودن، دوباره سراغم میان اما خیلی قوی‌تر از همین دیروزم تا چه برسه به ماه پیش. نکته مهم درباره خودم که این روزها مناسب بود، درک اطرافم و تحلیل درستم از رفتار عجیبیه که امروز در توییتر کسی با من تکرار کرد. غریبه‌ای که بدون دلیل، بی‌بهانه و صادقانه دوستش داشتم باهام بد اخلاقی کرد و دل حساس منم باز شکست. بداخلاقی‌ها در اشکال مختلف شک می‌گیرند. اگر آدم لبخند بزنه اما انتظاراتی ایجاد کنه و اونها رو براورده نکنه باز بداخلاقی کرده. اگر هم کسی انتظار بی‌جا داشته باشه در حالی که قولی ندادی و قراری نذاشتی باز با خواست‌های نامشروع‌اش بداخلاقی کرده. لطفا به طور کلی بداخلاقی نکنید.

پیوست به پست: 

خارج از پست: امشب با یک پیام خیلی خوشحال شدم و اعتماد به نفس‌ام بالا رفت.

نگاه شما

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s