بهشت را ما می‌سازیم

رابطه‌ها، چه بپرسیم «تا کی؟» چه از ته قلب شاد باشیم از شادی همان لحظه‌ی یک ال‌جی‌بی‌تی، ارزش احترام دارند. عقیده دارم در رابطه با رابطه‌ها بهتر است نظر نخواهیم و آنچه که فکر می‌کنیم درست است را انجام دهیم زیرا شناخت ما از فرد است که یک رابطه را می‌سازد. شناخت سایر افراد از دیگران، شناخت آن‌هاست و وقتی تلاش به شناختن کسی می‌کنیم، شناختی پیدا می‌کنیم که با معیارهای‌مان برای برقراری رابطه هم‌خوانی دارد.

از نظر دادن پرهیز کردم مگر دوستان بسیار نزدیک که نظر دادن به ویژه آن‌چه که خوب بلدم، منتقدانه نظر دادن به بهبود وضعیت آن‌ها کمک می‌کند. حتی غیر منصفانه‌ترین نظر نیز می‌تواند ایده‌ای برای بهتر شدن باشد، مثلا تحمل نقدی که جفاست.

انسان‌ها تغییر می‌کنند و شناخت ما عموما شناخت کافی نیست و شناخت ناکفی از انسان‌هایی که تحت تاثیر فرد یا افراد قرار می‌گیرند و در هر فصلی تغییر می‌کنند تقریبا به پیش‌بینی نادرستی می‌رسد. انسان، این موجود پیچیده، به دنبال تکامل است اما وقتی راه کمال گم می‌شود، در کوچه پس کوچه‌های انحراف دوستان نابابی را می‌یابد که در کم‌ترین زمان به رنگ آنها در آمده.

دوستی گفت: «همچین رابطه‌اشون هم بمونی نیست». نه کسی نظر خواست و نه ما در رابطه آنها درجه یک بودیم، چرا باید در رابطه با دیگران نظر بدهیم؟ عموما از روابط اقلیتی دفاع کردم چرا که حسد ِ حسرت‌خوران از عمده‌ترین دلایل شکست روابط ما بوده. ای کاش اگر رابطه‌ای شکل بگیرد، آرزوی ادامه‌دار بودن برایش کنیم و جز مهر و خوبی که انرژی مثبتی برگشته به خودمان است، در مقابل روابط ِ ما ستم دیده‌های دنیای هموفوب نداشته باشیم. ای کاش اگر دور هم جمع می‌شویم، به جای تحلیل ادامه‌ی روابط دیگران، برای رابطه‌های اقلیتی آرزوی موفقیت کنیم و با تمرکز به زندگی خودمان به سمت پیشرفت و موفقیت شخصی حرکت کنیم.

پیوست به پست: کاور ترانه‌ی بهشت

 

خارج از پست: پایان یک بلاتکلیفی و آغاز یک آشوب ِ جدید!

به نام تو، میهن

کارگران ِ ترک ِ همکارم با طعنه می‌گفتند ایران صفر آرژانتین بش (پنج)  و من از پیروزی پنج بر صفر مقابل آرژانتین می‌گفتم و آنها می‌خندیداند. دیشب وقتی مردان ِ سرزمینی که ترک‌اش کردم در زمین فوتبال، مردانه جنگیداند، کار ِ سیاه می‌کردم و امروز که هنوز دیروز را با خوابم تمام نکرده‌ام از این غیرت و مردانگی صورتم سراسر خیس شده.

از باخت شادمان نیستم، اصلا حسی به نتیجه و شانس صعود و قدرت تیم کیروش ندارم، بلکه از دریبل مسعود، هد ِ گوچی، پنالتی که روی اشکان شد، کلین‌شیت‌ ِ 180دقیقه‌ای حقیقی و سایر لحظه‌های حساسی که دقایلی پیش دیدم پر از غرورام.

درود بر پسران ِ پارسی که این‌گونه سربلندمان کردند.

پیوست به پست: خلاصه بازی ایران و آرژانتین در بیستمین دوره‌ی جام‌جهانی، برزیل +

خارج از پست: نمی‌خواهم تکرار ِ اشتباه ِ بلاتکلیفی باشم.

دوربینم را دزد محمد برد

چنار رو بالا میکشم و به سوژه‌های اجتماعی در گذر نگاه می‌کنم. خیلی وقته دلم دوریینم رو می‌خواد. آ اس آ ی ِ چهارصد ِ سیاه و سفید رو بذارم توش و فرم‌هامو قاب کنم. هیچ وقت عکاس لنداسکیپی نبودم. بعد برم یه لابراتور متل انجمن و یه طوری اسیدا رو بریزم توش تا سیاه بهم تحویل بده، سیاه تر از استپایی که پاین اوردم. کنتراست و خط و سطح هام تو قاب طوری باشه که با گرین‌هام پایه اول هنر، برانگیختن احساسات رو برانگیزنم. بعد به کمک سوژه، تعلیقی ایجاد کنم که پایه دوم هنر، ایجاد فکر کرده باشم. بعد ببرم گالریی مثل ژوژمانی که طرح هام رو توش عوق زدم، که بالا بیارم و راضی نباشم از کارم و دوباره کار کنم.

چنار رو با تن خسته شب کاری بالا میکشم و سیگار کارگریم رو آتش میزنم و به اینها فکر می‌کنم و در حال رفتن به سمت خانه گوشی به دست اینها رو می‌نویسم توی وبلاگم که رسیدم در لب‌تاپ‌ام ویرایش و منتشر کنم.

پیوست به پست: پال مال آبی

خارج از پست: به میدان که میرسم از رسیدن شاد میشوم.