شعری فاضل

ای زندگی بردار دست از امتحانم چیزی نه میدانم نه می‌خواهم بدانم   دلسنگ یا دلتنگ، چون کوهی زمینگیر از آسمان دلخوش به یک رنگین‌کمانم   کوتاهی عمر گل از بالانشینی‌ست اکنون که می‌بینند خارم، در امانم   دلبسته‌ی افلاکم و پابسته‌ی خاک فواره‌ای بین زمین و آسمانم   آن روز اگر خود بال خود…

یازده‌ی یازده هم برایم چیزی ندارد

تاریخ‌ها، روزها، مناسبت‌ها، انگیزه‌ها، تغییرها…، تغییرها…، شاید یک تغییر در این کندی ِ روند تلخ ِ فرار ِ نکبت‌بار ِ پناهندگی…، شاید تعیین کشوری که ملک ِ من باید شود، ملکی که من در آن‌جا فقط باید زندگی کنم، شاید تعیین همین کشور ِ لعنتی مرا از این خستگی نجات دهد. آری…، مانند بیماری که بی‌حرکت روی تخت ِ سپید بیمارستان دراز…

گزارش تصمیمات ِ لحظه‌ی 14 (10)

ده هفته گذشته و دستاوردام ده هفته زندگی بدون دخانیات، اضافه وزن و زبانی که بهتر از این ده هفته پیش بوده، هست. این هفته که گذشت تونستم دو ساعت کتاب بخونم که بعد از مدت‌ها عالی بود. همین طور سه ساعت زبان خوندم اما ورزش نکردم و سه فیلم بیشتر ندیدم. میشه گفت پیشرفت‌های…