دوست ندارم عنوانی برای این پست بذارم، دلم می‌خواهد همین جوری شعر و ترانه تو وبلاگم به‌روز کنم، دوست ندارم بشینم پست تحلیلی بنویسم درباره کثافت کاری ِ مثلث ِ دروغ و ریا تو جامعه ال‌جی‌بی‌تی‌کیو‌آی‌ای، حتی چند انتشار جزوه و مقاله خوب رو به سهم خودم معرفی کنم، خیلی خسته‌تر از این حرفام، خیلی، اون‌قدر که دیگه توان نقطه گذاشتن ته ِ این خط رو هم ندارم

من از اون آسمون آبی میخوام
من از اون شبهای مهتابی میخوام
دلم از خاطره های بد جدا
من از اون وقتها یه بیتابی میخوام

من میخوام یه دسته گل به آب بدم
آرزوهامو به یک حباب بدم
سیبی از شاخهء حسرت بچینم
بندازم رو آسمون و تاب بدم
گل ای پونه بهار دل من
یه بیابون لاله زار دل من

مثل یک دسته گل عقاقیا
دلمو باز میکنه بیا بیا
تو میری پشت علفها گم میشی
من میمونم و گل عقاقیا

فرهاد شیبانی

با آواز سیمین غانم بشنوید

نگاه شما

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s