دوست ندارم عنوانی برای این پست بذارم، دلم می‌خواهد همین جوری شعر و ترانه تو وبلاگم به‌روز کنم، دوست ندارم بشینم پست تحلیلی بنویسم درباره کثافت کاری ِ مثلث ِ دروغ و ریا تو جامعه ال‌جی‌بی‌تی‌کیو‌آی‌ای، حتی چند انتشار جزوه و مقاله خوب رو به سهم خودم معرفی کنم، خیلی خسته‌تر از این حرفام، خیلی، اون‌قدر که دیگه توان نقطه گذاشتن ته ِ این خط رو هم ندارم

من از اون آسمون آبی میخوام
من از اون شبهای مهتابی میخوام
دلم از خاطره های بد جدا
من از اون وقتها یه بیتابی میخوام

من میخوام یه دسته گل به آب بدم
آرزوهامو به یک حباب بدم
سیبی از شاخهء حسرت بچینم
بندازم رو آسمون و تاب بدم
گل ای پونه بهار دل من
یه بیابون لاله زار دل من

مثل یک دسته گل عقاقیا
دلمو باز میکنه بیا بیا
تو میری پشت علفها گم میشی
من میمونم و گل عقاقیا

فرهاد شیبانی

با آواز سیمین غانم بشنوید

Published by

شایان Shayan T

Driven from hometown; person of colour at new home. An Iranian Canadian Gay blogger who lives in Toronto, Canada and study media. From December 2009, I began to write about who I am and I shifted to some gay community activity. I forced to leave my hometown and for about three years I was a refugee in Turkey. Now I am a newcomer who tries to find Canada as a new home.

نگاه شما

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s