از دست رفت

از دست رفت

هر تجربه‌ای درسی دارد. این که چقدر از تجربه آموخته‌ایم به هوش و هوشیاری ماست. اما آگاهی نیز درد می‌آورد. درد این روزهایم تجربه‌ای درس آموز است که بسیار آموختم اما فرصتی را از دست دادم. 

راه کدام است؟ بی‌راهه به‌جا می‌رود؟ وقتی درجایش نگویی و یا بی‌جا بگویی، غلط رفته‌ای. رفتن ِغلط بی‌راهه است. 

هر کلامی نشانه است. هر پیشنهادی راه و روشی‌ست. هوشم را چشمانش برده بود، حواسم را شیرین زبانی‌اش. وقتی هیجان را از من می‌گرفت، ترس تجربه قبلی تنم را بیشتر از دلم می‌لرزاند. پس نشد از نشانه‌ها هیجان بسازم.

دوره افتاده‌ام گلی دیگر بجویم، از این در به آن پنجره. در روزنه‌ها نور می‌جویم، اما تاریکی‌ست سهم من.

در تاریکی با همان متکایی که گفتم…، با این که طعمه دیگران می‌شود و فکراش غصه می‌آورد اما لب‌هایش را به یاد می‌آورم که چقدر شیرین بود، آغوش‌اش آرام و تن‌اش حریر دیبا. ای کاش برای آخرین بار دوباره با تن عریان می‌خوابیدیم. خیلی وقت بود با خیال کسی نخوابیدم اما

“ای بخت سراغ من بیا که رخت خواب من با این خیال خامم گرم نمیشه”

علی عظیمی زندگی من را پیش‌درآمد کرده.

پس از باران

پس از باران

یک و چهل دقیقه‌ی ساحل شرقی آمریکاست و نمی‌تونم بخوابم. توضیح این که نمی‌تونم بخوابم یه بالش هست. متکایی که می‌بوسمش و مدام درباره لیاقتم فکر می‌کنم. لیاقت من تنهایی بود از وقتی به دنیا اومدم. معرفت گذاشتم، رفاقت ساختم اما اونی که کوه براش جابجا کردم، روی سرم خرابش کرد‌. رفیق‌های دوران دبیرستان رو هم با اشک و بغل و بوس جا گذاشتم تو ایران. رفیق‌های هم‌حس ترکیه هم قسمت از من جدا کرد برد آمریکا. 

قسمت من، لیاقتم، همش تنهاییه. حتما خیلی گوه‌ام که این زندگیمه. شاید هم بختم بد هست؛ پس بدبختم. اینا رو می‌نویسم تو روزی که با دوچرخه عاریه‌ای رفتم کوفت دادم ملت بخورند. از هشت صبح بیدارم و پاهام درد می‌کنه. باید خوابم بیاد، بخوابم اما دلم درد می‌یاد. توضیح درد دلم همون بالش هست. 

بعد از مدت‌ها به این فکر نکردم از خانواده‌ام تا دشمن‌هام دارن این رو می‌خونند. از دلم نوشتم که خیلی درد داره. شاید این خودزنی آرومم کرد. نگران نباشید، اگر بدبختم اما احمق نیستم. قلم شکستن نهایت خودزنیم هست. متکا رو بغل می‌کنم، با روشی که یاد گرفتم می‌بوسمش شاید از کلم بپره کسی که باید سال‌ها بگردم تا مثلش پیدا کنم. 

“فرصت کوتاه بود و سفر جانکاه 

اما یگانه بود و هیچ کم نداشت”