سخنی با جمهوری اسلامی درباره همجنسگرایی، دوجنسگرایی و ترنس‌ها

در

جمهوری اسلامی با سیستم امنیتی حکومت‌داری می‌کند که هزینه‌های بسیاری برای این شیوه از مدیریت بحران و آسیب‌ها پرداخته است. در هر مساله‌ای موضوع را امنیتی می‌کند و به مقامات و کارگزاران امنیتی خود باج می‌دهد زیرا حکومت خود را مدیون آنها می‌داند. این شیوه باعث شده مردم احساس امنیت نکنند و نارضایتی‌ها افزایش پیدا کند. همین طور اعتراضات صنفی و مطالبات به حق مردم که می‌شود با مدیریت درست برآورده شود، زیر فشار امنیتی انباشه می‌شود.

به عنوان یک فرد همجنسگرا که سال‌ها در کف جامعه ال‌جی‌بی‌تی حضور و ارتباط مستمر داشته و برای کاهش آسیب و مسایل اجتماعی دغدغه‌مند بوده، نظر خودم را بسیار کوتاه درباره مساله همجنسگرایی، دوجنسگرایی و ترنس‌ها در جمهوری اسلامی می‌نویسم. با این شیوه نگاه کردن می‌شود از آسیب‌های احتمالی برای جامعه همجنسگرایان، دوجنسگرایان و ترنس‌ها پیش‌گیری کرد.

نخست یادآور می‌شوم من خواستار براندازی و نابودی رژیم جمهوری اسلامی هستم اما این امر را تا آینده‌ی نزدیک مثلا پنج سال آینده به هیچ عنوان عملی نمی‌بینم. تا به امروز نیز هیچ نشانه‌ای از وجود راه‌حلی برای تغییر ساختار سیاسی از یک توئکراسی به دمکراسیِ بدون ایدولوژی نمی‌بینم. برای همین و به ویژه بعد از قتل سید علی فاضلی منفرد معروف به علیرضا، تمرکز خودم را از نابودی رژیم به تقویت جامعه ما در برابر آسیب‌های اجتماعی و رویکرد کنشگری کاهش هزینه برای حاکمیت و جامعه ال‌جی‌‍بی‌تی برگردانده‌ام. شیوه‌ای که بازی برد-برد است اما اگر رژیم به شکل سازمان‌یافته اقدام به آزار اعضای جامعه‌ام کند، در نظر خود تجدید نظر خواهم کرد.

مسایل افراد همجنسگرا، دوجنسگرا و ترنس ایرانی بسیار مشخص و مشهود است. گروه بزرگی از اعضای جامعه ال‌جی‌بی‌تی دوست دارند در کشور خودشان و با توجه به پیوندهای عاطفی با اعضای خانواده، زندگی در جامعه را دنبال کنند، مگر امید برای تغییر باشد. امری که در دهه 70 و 80 رژیم آن را پذیرفته بود اما در دهه 90 با افزایش نفرت‌پراکنی سازمان‌یافته، رویکردی دیگری داشت. در این قرن پیشِ رو، اگر رژیم به دنبال تقویت خود است باید به یاد داشته باشد افراد همجنسگرا، دوجنسگرا و ترنس ایرانی برای آنها هیچ خطر امنیتی-سیاسی را نخواهند داشت. ممکن است برخی از افراد به دلیل علاقه‌مندی خود به دنبال مطالبات سیاسی برای رفع محرومیت‌ها باشند اما بدنه‌ی جامعه ال‌جی‌بی‌تی به دنبال کاهش آسیب و زندگی آرام است. کمک به این امر بازی برد بردی‌ست که مخالفان رژیم و گروه‌های تندرو از آن راضی نیستند.

برای مثال، اقدام یک فرد در برافراشتن پرچم همجنسگرایان در کنار پرچم اسرائیل، واکنش فراگیری از سوی اقشار ال‌جی‌بی‌تی ایرانی نداشت و حتی نقد برخی از کوییرهای سیاسی را به همراه داشت.

برخی می‌گویند، با افزایش نفوذ بیگانگان در سیستم امنیتی کشور، دشمنان برای افزایش هزینه‌ها اقدام به دستگیری و فشار به گروه‌هایی می‌کنند که واکنش‌های بین‌المللی را در پی دارد. نمی‌توانم این نظر را رد یا تایید کنم زیرا اطلاعات کافی در این باره ندارم. اگرچه می‌توانم بگویم برخورد با افرادی که در جهت کاهش آسیب‌های اجتماعی اقدام می‌کنند، به ضرر جمهوری اسلامی‌ست و منطقی پشت آن نیست.

رژه‌ی هواداران جمهوری اسلامی بر روی پرچم شش رنگ برای نفرت‌پراکنی علیه ال‌جی‌بی‌تی‌کوییر ایرانی

اما آسیب‌ها چیست؟ چگونه می‌توان آنها را کاهش داد و یا از بروز آنها پیشگیری کرد؟

مسایل روحی و روانی به همراه مسایل بهداشت جنسی مهم‌ترین دلایل بروز آسیب در جامعه ال‌جی‌بی‌تی‌کوییر است. همین طور سو استفاده افراد سودجو و منحرف از افراد ال‌جی‌بی‌تی یکی دیگر از هزینه‌هایی‌ست که رژیم و جامعه ما می‌پردازد. پخش کاندوم و یا اطلاع رسانی درباره آن، گفتگو درباره انواع بیماری‌ها و جلوگیری از ابتلا به آنها، گفتگو درباره امنیت قرار ملاقات و یا حفاطت از خود در برابر افراد سودجو مساله اصلی‌ست. برخورد خانواده‌ها با افرادی که ناخواسته هویت گرایش جنسی‌شان آشکار می‌شود یا آشتی با خودی که نه می‌شود انکار کرد و نه می‌شود تغییر داد از دیگر موراد است.

آگاهی رسانی اقدام اولیه است و راهنمایی اقدام موثر. برای این امر افرادی نیاز است که در ارتباط مستقیم با جامعه باشند. جلوگیری از این کار فرایندی برای جمهوری اسلامی به وجود می‌آورد که آسیب‌های جبران ناپذیری بر جا می‌گذارد. مثلا ارتباط جنسی یک غریزه است و جمهوری اسلامی برای در چارچوب قرار دادن آن نتوانسته اقدام موثری داشته باشد. با این حال به دلیل نبودن آموزشهای جنسی، افراد بی‌شماری دردسرهای روحی و جسمی را متحمل می‌شوند که برای سیستم درمانی کشور و بخش‌های بهزیستی و سلامت روان هزینه آور است. کسی نمی‌تواند جلوی برقراری رابطه جنسی افراد را بگیرد، همیشه انسان راهی برای تخلیه آن پیدا می‌کند و این امر اجتناب‌ناپذیر است. حالا اگر در درون جامعه ال‌جی‌بی‌تی‌کوییر در این زمینه اطلاع‌رسانی شود، جمهوری اسلامی در سرمایه‌های انسانی و مالی خود صرفه جویی خواهد داشت. این به معنی سرمایه‌گذاری‌ست که دولت‌های غربی با پرداخت بودجه‌های این امر، از آسب‌ها جلوگیری می‌کنند.

در این بین افرادی حضور داند که داوطلبانه و از روی مهربانی و دغدغه‌مندی اقدام به چنین کاری می‌کنند. یعنی بدونه در نظر گرفتن بودجه و منابع انسانی، جمهوری اسلامی و ما به خواسته مشترک می‌رسیم. آیا این صرفه‌جویی دوبله نیست؟ آیا صرفه مالی، انسانی و اجتماعی این کار منطقی‌تر از برخوردهای قهری و یا در مواردی امنیتی پر از هزینه نیست؟ چرا باید از کاری که عاقلانه است جلوگیری شود؟ آیا تنها عدم‌آگاهی افراد تصمیم‌گیرنده است و یا تحریکِ عوامل نفوذی به برخود با ما؟

پیشنهاد می‌کنم جمهوری اسلامی با کارهای مدنی و یا کنش‌های رسانه‌ای که برای کاهش آسیب است برخورد امنیتی نداشته باشد که در این صورت هزینه‌های مستقیم و غیر مستقیم آن بسیار زیاد خواهد بود.

نگاه شما

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s