درد‌های کهنه یک‌وقت‌هایی تیر می‌کشن

درد‌های کهنه یک‌وقت‌هایی تیر می‌کشن

قرار نیست وقتی اتفاقی افتاد همون لحظه بهش فکر کنیم. قرار نیست وقتی دیوار خراب شد تنها اون موقع غصه خسارتش رو بخوریم. گاهی ممکنه یک چیزی باعث بشه تا دوباره یاد ِ آواری باشیم که سقوط کرده. ممکن ِ تو ده سال به نبودن یک شخص تو زندگیت فکر نکنی، مهم نیست، ولی شاید وقتی داری یک فیلم می‌بینی یک‌باره از خودت می‌پرسی: «اِ پس اگر پدر داشتم شاید این طوری می‌شد؟». بعد یادت بیاد که یتیمی.

پبوست به پست: پدر جی‌آر مثل پدر ِ جون نبود.

خارج از پست: می‌دونم که این روزها دارم به خودم سخت می‌گیرم اما سخت داره می‌گذره.

ترنج اول ترنج نبود

ترنج اول ترنج نبود

چون است حال ِ بستان ِ باغ ِ نو بهاری

کز بلبلان بر آمد فریاد بی‌قراری

گل نسبتی ندارد، با روی دل‌فریبت…

 

گفتم دل‌فریب یاد یکی از توییت‌هام افتادم.

پیوست به پست: 

خارج از پست: ز کار و بار و یار و دل بر گذر

غلط کردم

غلط کردم

جمعه 26 آبان 1391 در فیسبوکم پستی گذاشتم که اشتباه بود. نوشتم:

وقتی به بلوغ برسی
دیگه هیچ مشکلی با دوست همیشه منتقد ِ تیز و تندت نداری

بازم وقتی به بلوغ برسی
دیگه هیچ مشکلی با دوست حساس و نکته بینت نداری

نکته بینی های ریز اون با انتقادات تو میشه تیمی که دنیا رو فتح میکنه
زنده باد بلوغ

الان دارم می‌بینم بعضی از آدم‌ها ممکنه هیچ وقت بلوغ نکنند و باعث رفتارهای بچه‌گانه در ما بشوند.

پوست به پست: لینک همین پست در نمایه فیسبوکم (فقط دوستان می‌توانند ببینند).

 

خارج از پست: بعضی وقت‌ها باید یادت بمونه و هی یادت بیاری حتی اگه یادآوریش دردآور باشه.