لب های آرامش

دوست داشتم بهش کمک کنم. احساس می کردم خیلی تنهاست و غصه داره. تونستم ای.دی یاهوش رو بگیرم و شروع کردیم به چت کردن. مثل همیشه ام، مثل همه، زود بهم اعتماد کرد و داستان زندگیش رو گفت اما هنوز بهم نگفته بود ام.اسِ پیشرفته داره. توی یک اتاق گیر کرده بود که زندگی رو براش…

و باز هم لبخند بزن مرد

باهوشی… خیلی هم! تو منو خوب می شناسی و بخاطر این هم تونستی تشخیص بدی. خواستم برات کامنت بدم اما باید برای کل پست هات کامنت می گذاشتم. پست هایی که بعد خیلی وقت شرشر قطره ها رو سیل داد روی گونه هام. برای تو باید آپ کرد. وقتی خوندم: «من هنوز می خواهم زنده باشم» دنیارو…

نوشته تلگرافی سینا

آی آدما آی آدمامن عاشقم عاشق کسی که حاضر جونش رو هم برای من بده و من هم.حاضره تا آخر عمرم با من بمونه حتی با مشکله بزرگی که دارم من دیگه چی می خوام از این دنیاآی آدما چشماتونو باز کنین.باز کنین و بفهمین عشق نه به قیافه ست نه به تیپ نه به…