خونِ کاوه می‌جوشد از رگ‌های ایران

مارها بر شانه‌های ضحاک، معز جوانان ما را می‌درند، سرشان را بالای دار می‌برند و تنشان را می‌سوزانند. اگر فریدون، افسانه‌ای در تاریخ ماست، امروز درفشِ کاوه‌های آهنگر بلند شده است تا داد خواهی این بی‌داد را داد بزنند. امروز، همین امروز که در دنیای صفر و یک، ترند و هشتگ و توییتر، چاره‌ی سر…

الان (30)

الان ساعت دوازده و چهل دقیقه صبح چهارشنبه به ساعت اقیانوس آرام هست در حالی که ساعت به وقت تهران دوازده و ده دقیقه شب هست. خیلی حس عجیبی‌ه که در طرف مقابل کره به نسبت جغرافیای زادگاهت باشی. اونا وارد روز تازه شدن و دارن می‌خوابن اما من تازه شروع کردم. شب بسیار طولانی…

قرار شد هذیانِ (نمی‌دونم چندم) بگم.

پاراگراف اشتباهی 《دلیلت》 شد. دیگه یک و نیمه و خیلی خسته‌ام. فقط دلم میخواد بدونم تعبیرِ بویِ سوخته عدس پلو چی می‌شه؟ البته که اگر آب اندازه خورده بودم، کابوس نمی‌دیدم.