گزارش تصمیمات ِ لحظه‌ی چهارده (16 و آخر)

آخرین روز از ماه آگوست پنج تصمیم گرفتم که از چند ساعت بعد وقتی وارد سپتامبر شدیم، اجرا کردم. در بعضی از اون‌ها موفق بودم و در بعضی دیگه شکست خوردم.

امروز مهمون داشتم که سیگارشو جا گذاشت، پال‌مال‌ ِ آبی، همون سیگاری که می‌کشیدم. بهترین و بزرگ‌ترین تصمیم زندگیم دقیقا همین ترک سیگار بود و امروز شیش ماه از تصمیم و آخرین سیگاری که لب زدم می‌گذره. چند روز پیش در اینستاگرام بهش افتخار کردم. تصویر برای روزی بود که بیشترین تعداد سیگار در یک روز رو کشیدم، که در توییتی همون موقع برای خودم متاسفم شدم. امروز از این موضوع خوشحالم که یک تصمیم بزرگ در زندگیم گرفتم و روی اون ایستادم.

IMG_20150301_135146

سیگاری که دیگر نمی‌کشم

تصمیم دوم‌ام زبان خوندن بود، این کار رو به چندین دلیل انجام ندادم. بزرگ‌ترین دلیلم نداشتن علاقه بود، مثل یادگرفتن رانندگی و گرفتن گواهی‌نامه. هیچ علاقه‌ای به یادگیری نداشتم اما وقتی تونستم ماشین رو به حرکت در بیارم و گواهی‌نامه رو گرفتم، یکی از تفریحاتم شد. الان بعد از گذشت 6ماه زبانم تا 20 درصد پیشرفت داشته و هرگز کافی نیست اما همین 20درصد بهم کمک کرده تا الان که در آستانه رفتن به کانادا، با علاقه بیشتری پای تنهایی خوندن اون بشینم.

کلا آدم درس خونی نیستم. یادمه به کمک یکی از دوستان زبان فارسی رو پاس کردم. دو روز به اصطلاح به‌کوب باهام کار کرد که آخرش با نمره 14 قبول شدم. بدون محرکی مثل اون هیچ وقت نمی‌تونستم زبان فارسی و باقی درس‌هام رو پاس کنم. این یکی از ضعف‍‌های زندگیم بوده و توی غرب دیگه شوخی بردار نیست، باید همینجا نقطه قوتش کنم.

تصمیم سوم که عملی نشد ورزش کردن بود. بزرگ‌ترین دلیلشم تنبلی بود، حس ورزش کردن نداشتم اما پول هم بی‌تاثیر نبوده. اگر پول داشتم و باشگاه ثبت‌نام می‌کردم، به احتمال زیاد هفته‌ای سه چهار بار می‌رفتم و ریتم درستی به زندگیم می‌دادم اما متاسفانه برای این موضوع خرج نکردم.

تصمیم چهارم خیلی خوب عملی شد، فیلم دیدن. طوری که برای مراسم اسکار امسال، فقط چند فیلم رو ندیدم که یا زیرنویس نداشتند یا در بین سریال و فیلم‌هایی که می‌بینم، فرصت تماشای اون‌ها رو پیدا نکردم. در این شش ماه خیلی فیلم دیدم و از این بایت خوشحالم.

اما کتاب خوندن به عنوان پنجمین تصمیم، یک جهش بزرگ بود. از هیچ ِ این سه-چهار سال، که فقط مجله می‌خوندم، به خوندن کتاب دوباره برگشتم اما اصلا کافی نیست. در این مورد مثل ورزش کردن باید جدی‌تر باشم و وقتم رو برای اون بذارم.

همه‌ی زندگیم این‌ها نیست. در این شش ماه، کار کردم و در حوزه‌ی کاریم کتاب، ویدیو و محتوای آموزشی دیدم و خوندم. این بخش بزرگی از زندگی‌ام در این مدت بوده و بخش دیگرش وبلاگ و فعالیت‌هایی که مربوط به گرایش جنسیم بوده. در پست آخر سال به زندگیم در سال 1393 اشاره میکنم.

نمره ام در این شش ماه به سبکی که در گزارش‌هام معدل گیری می‌کردم «چهار» است و این یعنی من تا قبولی فاصله کمی دارم اما از بهترین نمره، خیلی خیلی دورم.

گزارش تصمیمات ِ لحظه‌ی 14 (15)

یک ماه و ده روز از آخرین گزارشم می‌گذره و مشخصه در این مدت اتفاق ویژه‌ای نیافتاده که شوقی برای گزارش کردن اون داشته باشم اما امروز یک احساس خیلی خوب از یکی از تصمیمات لحظه‌ی چهارده داشتم، از ترک ِ سیگارم. یکی دیگر از دوستانم در دنیزلی سیگار رو البته نه به شکل ِ لب نمی‌زنم که به شکل کم کشیدن ترک کرده. او هم که بر عکس من به خودش می‌رسه، وزن اضافه کرده. اضافه وزن من خیلی زیاد بوده و بعد از سفر استانبول تصمیم جدی برای رژیم داشتم، تا حدود زیادی در گرفتن رژیم موفق بودم و همین طور تصمیم جدی برای باشگاه رفتن که با یک سری بیماری‌هایی مانند عفونت روده، سرماخوردگی و کمردرد حاصل از کار کردن بیش از اندازه این تصمیم عملی نشد. هزینه باشگاه در تریکه کمی بالاست. اطراف خانه‌ام پر از باشگاه‌های خوب و مجهز است و باشگاهی که در یک پاساژ، مقابل مرکز ورزشی شهرداری دنیزلی‌ست، برای سه ماه سیصد لیر برابر چیزی نزدیک به صد و چهل دلار می‌گیرد. اگر هزینه‌های جاری‌ام به همین شکل پیش برود و قرارداد تازه‌ای برای یک پروژه‌ی جدید ببندم این عدد حتما تامین می‌شود. برای همین تصمیم گرفتم این هزینه را پرداخت کنم و تصمیم سوم در لحظه‌ی چهارده بعد از چهار ماه و نیم عملی شود. اما تصمیم دوم مایع شرمساری‌ست که باقی مانده، برای انگلیسی خواندن تمامی امکانات، برنامه و روش درست که با من سازگار هست رو می‌شناسم اما اقدام جدی نکردم. فیلم دیدن خوب پیش میره و کتاب خوندن به شکل متوسطی از سر گرفته شده. به نظرم در سال 2015 برای عملی کردن اقدام‌هایی که مایلم انجام بدم مصمم‌تر شدم اما نتیجه در آخر پاییز معلوم می‌شود!

رفوزه‌ی سال برای ورزش، نمره‌ی قبولی برای تماشای فیلم، نمره‌ی بد برای کتاب و زبان خواندن و نمره‌ی بسیار عالی برای ترک سیگار، دم‌ام گرم!

پیوست به پست: پست ِ تصمیمات لحظه‌ی 14: الان (14)

پی‌نوشت: هیچ قائده‌ای همیشه درست نیست و کسی ملزم به رعایت قوائد نیست.

گزارش تصمیمات ِ لحظه‌ی 14 (13 و 14)

سه ماه از تصمیات لحظه چهارده گذشته و گزارش‌ها هر دو هفته یک بار شبیه هم شده. متاسفانه در دو هفته گذشته زبان نخواندم، ورزش نکردم و سه فیلم بیشتر ندیدم. تنها رخداد خوب، خواندن بیش از ده ساعت کتاب و کتابچه بود. در دو هفته آینده نیز مجبورم چند گزارش، مقاله و کتاب و کتابچه دیگر هم بخوانم. هنوز در ترک سیگار هستم پس 4.7 معدل اجرایی شدن تصمیمات در این دو هفته بود.

پیوست به پست: پست ِ تصمیمات لحظه‌ی 14: الان (14)

خارج از پست: نمی‌دونید وقتی گزارشی که در اون رفوزه شدم رو می‌نویسم چه عذابی می‌کشم.