در باب هوموفوبیا

آیا می‌دانید هوموفوبیا به چه معنی است؟ آیا اطلاعات دقیقی از این اصلاح دارید؟ درباره هوموفوب‌ها چه چیزی می‌دانید؟ آیا شما یک هوموفوب هستید؟ شاید پاسخ سوال خود را پس از خواندن این مطلب بگیرید.
بهتر است اول بگویم این واژه از کجا آمده است. هوموفوبیا از ترکیب دو واژه یونانی هوموس (خود و همسان) و فوبوس (ترس و وحشت) گرفته شده است. در اصلاح علمی به همجنسگرایی هوموسکسشوال (Homosexul) می گویند و اگر هومو معنی همجنسگرا بدهد (که میدهد)، این واژه به معنی همجنسگراهراسی است.
استخر خانه دایی‌ام را درست یادم نیست اما شنای حسین را به یاد دارم. پیش دبستانی‌ام تازه تمام شده بود و در فراقت تابستان بودم. نمی‌دانستم چرا اما دوست داشتم خیره به بدن حسین باشم. اوهم مرا دوست داشت. همیشه با او در خلوت بودم. روی پایش مرا می‌نشاند و نوازش می کرد و این را دوست داشتم. (تو هرگز این چنین دوست داشته‌ای؟)
کلاس پنجم می‌رفتم یا اول راهنمایی، نمی‌دانم. کشتی گرفتن را دوست نداشتم اما اما پسر همسایه که هم سنم بود دوست داشت با من کشتی بگیرد. وقتی در خاک‌اش رفتم، دوست داشتم در خاک‌اش بمانم، سنگینی بدن‌اش و گرمای پوست‌اش یادم می‌آید. او آلت‌اش را به پشتم فشار می‌داد و می‌مالید و من احساس غریبی داشتم که بد نبود، چیزی بین لذت چشیدن یک لذت تازه. (تو اگر بودی چه احساسی داشتی؟)
تازه بلوغ کرده بودم، پسرای محله در کف الهام، مینا، فاطمه و… بودند، من در کف یک روز با علی بودن. آن‌ها می‌خواستند به الهام بمالند، حتی اگر شد به درون او راه یابند. اما من می‌خواستم تنها کنارعلی باشم. او یک سال از من کوچکتر بود. یادم می‌آید آن شب کف اتاق خاباندم‌اش، لخت بودیم  و شیطنت‌های نوجوانی می‌کردیم. (تو در کف که بودی؟)
دوم دبیرستان بودم، با همکلاسی‌ام به کافی‌نت رفتیم. موس دست او بود و سایت‌های پورن ِ دگرجنسگرایان (افرادی که به جنس‌ ِدیگری گرایش دارند) را یکی پس از دیگری باز می‌کرد. بر سر موس جنگیدیم زیرا من می‌خواستم سایت‌های گی را ببینم. کوتاه آمدم، اما شب تنها به این فکر می‌کردم که چرا من سایت‌های گی را دوست دارم و بقیه بچه‌ها مثل امین سایت‌های سکسی دوست دارند. (تو کدام سایت‌ها را نگاه میکردی؟)
قلبم تند تند می‌زد، چشمانم خیس بود، بی‌تاب‌اش بودم، بی‌تاب صدایش، بی تاب نگاه‌اش، بی‌تاب شانه‌هایش بودم تا سرم را روی‌اش می‌گذاشتم. او پسر بود و من عاشق پسر شده بودم. دیگر فهمیده بودم که نمی‌توانستم عاشق دختری شوم، سعی کردم، اما نشد که نشد. زهرا زیبا بود، این را می فهمم، اما برای من محمد زیبا تربود، زیباترین انسان روی زمین. (تو عاشق کدام جنس می شوی؟)
درد زیادی در پشتم جمع شده بود. حتی احساس می کردم خون می‌آید. اما دوستت دارم‌هایش، عزیزم‌هایش مرا آرام می‌کرد. این کار را دوست داشتم اگر چه نباید دوست می‌داشتم. اما چرا نباید دوست می‌داشتم وقتی از آن لذت می‌بردم؟ (تو از سکس با همجنس‌ات لذت می‌بری؟)
همجنسگرا هستم، یعنی میل جنسی و احساسی‌ام به همجنس است. نه دوست داشتم، نه می‌خواستم، نه انتخاب کردم و نه مقصرام در این گرایش جنسی که دارم. دست من نیست، هیچ پزشک جنسی نمی‌تواند مرا تغیر دهد. این را نه من می‌گویم، نه شمسی خانم، سکسولوژیست‌ها می‌گویند. تا کی می‌خواهیم متخصص دیگر علوم باشیم؟ چرا مرغ ما یک پا دارد و احساس می کنیم هرچه سنت و تجربه می‌گوید درست است نه علم! فوق تخصص‌های سکسولوژیست که 14سال درس خواندن بیشتر میدانند یا ما؟
من انسانم، همه آن چیزی که انسان های دیگر دارند را دارم. تنها میل احساسی‌ام به همجنس است. تنها ظاهرم در خیابان‌ها، گرفتن دست دوست پسرم یا نامزد همجنسم در خیابان است. خانه‌ای شاید اجاره کنم و همسرم را به آن بیارم و در خانه در بسته بدون سر و صدا او را به آغوش کشم.
آیا این در زندگی تو تاثیر می گذارد؟ آیا مانع از رشد تو می‌شود؟ چه دلیل برای ناراحتی تو وجود دارد یا حتی به تمسخر گرفتن اقلیت‌های جنسی؟ هوموفوبیا یا همجنسگراستیزی یعنی انسانی که تنها فکر می کند خود انسان است. آیا تو خود را تنها انسان در زمین می دانی؟

7 thoughts on “در باب هوموفوبیا

  1. عشق هرگز جنسیت ندارد ولی چه در ارتباط هم جنس و چه غیر همجنس بیشتر آدمها دنبال لذت آنی هستن و بعد همه چیزو فراموش می کنند و دنبال کس دیگه ایی هستند.

    Like

نگاه شما

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s