روز جهانی ایدز/اچ‌آی‌وی و ال‌جی‌بی‌تی‌کیوهای ایرانی

روز جهانی ایدز/اچ‌آی‌وی و ال‌جی‌بی‌تی‌کیوهای ایرانی

یکم دسامبر برابر با دهم آذر از سال 1988 تا به امروز روز جهانی ایدز/‌اچ‌آی‌وی نام گرفته. در چنین روزی تبلیغات برای مبارزه با این ویروس و بیماری شدت می‌گیرد. پیش‌تر در زمانی که هنوز جنبش‌های برابری‌طلب و آزادی‌خواه همجنس‌گرایان رشد نکرده بودند، این بیماری به عنوان سرطان همجنسگرایان یا بیماری مربوط به همجنسگرایان شناخته می‌شد. شاید همجنسگرایان یکی از مهم‌ترین دسته آسیب‌پذیر از گروه‌های اجتماعی در برابر این ویروس و بیماری باشند. آمیزش جنسی پر خطر که انتقال دهنده‌ی آسان ِ خون و ترشحات آلوده به ویروس است، یکی از مهم‌ترین راه‌های انتقال ایدز/اچ‌آی‌وی است.

امسال نیز از سال 2011 با شعار «به صفر رساندن» تلاش‌هایی برای آگاهی بخشی به جامعه ایرانی صورت گرفت و جامعه اقلیت‌های جنسی و جنسیتی ایرانی از سوی فعالان مستقل، همین طور کمیسیون زنان و مردان همجنس‌گرا، ایگل‌هرک، شاهد چنین تلاشی بود. برای مثال از سوی صفحه مستقل «Iranian Gay Rights» یا نمایه شخصی پوریا، از فعالان ال‌جی‌بی‌تی‌کیو ایرانی، مطالب یا اینفو‌گراف‌هایی 1،2،3،4، برای روشن‌گری و ادامه کنشگری مستقل و مسئولانه‌شان منتشر شد.

همین طور ایگل‌هرک در بخش انتشارات خود یک برگه‌ آگاهی‌بخش و مجموعه‌ای از اینفوگراف‌های یوان‌ایدز را به مناسبت این روز جهانی تهیه و ترجمه کرده. در اینفوگراف‌های ترجمه شده‌ی برنامه مشترک ایدز/اچ‌آی‌وی سازمان ملل، یوان‌ایدز(UNAIDS)، به دوازده یا سیزده گروه آسیب پذیر توجه ویژه‌ای شده است. در این برگه شما می‌توانید خلاصه‌ای از دوازده یا سیزده برگه دیگر را ببینید. از جمله سیزده گروه آسیب‌پذیر اجتماعی که مورد برسی جداگانه یوان‌ایدز قرار گرفتند، افراد مبتلا، زنان جوان، زندانیان، مهاجران، معتادان تزریقی، کارگران سکس، همجنس‌گرایان مرد، تراجنسیتی‌ها، زنان باردار و کودکان مبتلا، بی‌خانمان‎‌ها، معلولین و افراد مسن هستند.

سال آینده نیز همین شعار، یعنی «به صفر برسانیم»، شعار محوری از سوی سازمان ملل برای مبارزه در روز ربان قرمز است. اگر گروه‌ها، افراد و سازمان‌های فعال به ویژه در حوزه‌ی اقلیت‌های جنسی و جنسیتی امسال از قافله عقب ماندند و نسبت به این موضوع مهم بی‌تفاوت گذشتند، می‌توانند برای سال آینده برنامه ریزی مناسب بر اساس توانایی‌هایشان انجام دهند. روزی پنج دقیقه در 366 روز سال، 30ساعت و 30دقیقه است، آیا این زمان برای کاری کافی‌ نیست؟

پیوست به پست: توییت من از اینفوگراف پوریا که تا الان (23 ساعت گذشته) بیش از 90ریتوییت و 120فیو گرفته است.

خارج از پست: ندارد.

به بهانه‌ی برنامه همیاری مالی ایگل‌هرک

به بهانه‌ی برنامه همیاری مالی ایگل‌هرک

ماه پیش بخش ایران کمیسیون حقوق بشر زنان و مردان همجنسگرا، ایگل‌هرک، برای نخستین بار با فراخوان طرحی به نام «برنامه همیاری مالی برای دگرباشان جنسی» از علاقه‌مندان در سراسر جهان بدون در نظر گرفتن این‌که از کدام قشر هستند، درخواست کرد تا ایده‌های خود را در قالب یک طرح پیشنهادی (پروپزال) برای آن‌ها بفرستند. فرصت این برنامه تمام شده است و مناسب می‌بینم به این بهانه به نکاتی درباره مساله مالی از حرکت برابری‌خواهی و حق‌طلبی ال‌جی‌بی‌تی‌کیوهای ایرانی اشاره کنم.

کنشگری و دفاع از حقوق اقلیت‌های جنسی و جنسیتی به نسبت دیگر بررسی‌های حقوق بشری درباره گروه‌های به حاشیه‌ رانده‌شده ایرانی، نوپا و تازه کار است. اگرچه اشاره ساویز شفایی در آغاز دهه 50خورشیدی به مساله محرومیت آن‌چه افرادی با تمایلات جنسی یا شاید عاطفی به همجنس خوانده بود یک آغاز بوده اما حرکت جدی و سازمان‌یافته را گروه هومان با انتشار یک نشریه به همین نام در آمریکا شمالی راه‌اندازی کرد. از سال 1367 و انتشار نشریه هومان، پس از آن ماها و راه‌اندازی سازمان‌هایی مانند سازمان گی و لزبین‌های پارسی (PGLO) در نروژ و بعدها سازمان دگرباشان ایرانی (IRQO) و انشعاب آرشام پارسی با نام راه‌آهن ایرانیان درباره پناهندگان دگرباش جنسی (IRQR) با تاثیرگذاری شبکه‌ی وبلاگ‌نویسان ال‌جی‌بی‌تی‌کیو ایرانی ایجاد شد، ما شاهد اتفاقات دوره‌ای و یا تاثیرگذاری‌های دنباله‌دار بسیاری بودیم. سازمان‌ها، گروه‌ها و افراد مستقل بسیاری در جهت انجام کاری با هر بهانه و انگیزه‌ای توجه رسانه‌ای و شبکه‌ی داخلی یا کامینتی ال‌جی‌بی‌تی‌کیو ایرانی را جلب کردند تا تجربیات آن‌ها با امیدواری مورد بررسی قرار گیرد و درسی برای آینده باشد.

در این بین مهم‌ترین مساله بودجه و هزینه‌های فعالیت بوده و هست. هیچ تحولی بدون هزینه مالی به وجود نیامده و نخواهد آمد. حتی مستقل‌ترین‌ها نیز نیاز به بودجه برای کنش‌های آگاهی‌رسانی و هماهنگی‌های تبلیغاتی داشته و دارند، چه با خودگردانی و چرخش مالی از جیب یک‌دیگر وچه به کمک افراد مستقل ِ ثروندمند، اما کسی نمی‌تواند نیاز مالی برای کنش‌های تحول‌خواه را نادیده و یا کم اهمیت بداند. با توجه به محدودیت‌های فراوان برای فعالیت در ایران که حتی شبکه‌های مستقل و زیرزمینی درباره دفاع از حقوق اقلیت‌های جنسی و جنسیتی شکل نمی‌گیرند، عمده هزینه‌های مالی به تبلیغات و کمک به پناهندگان در خارج از کشور واریز می‌شود. گروهی از طریق سازمان‌های حقوق بشری بزرگ‌تر برای درمان یا گذراندن خرج خود در دوران پناهندگی کمک‌مالی دریافت می‌کنند و گروهی نیز ممکن است با تعریف پروژه برای تالیف، ترجمه و یا راه‌اندازی یک سایت بودجه‌ای از یک سازمان بزرگ یا بزرگ‌تر دریافت کرده باشند.

شفافیت مالی و پرسش درباره میزان جمع‌آوری مالی و خرج آن از طرف کامینتی ال‌جی‌بی‌تی‌کیو ایرانی همیشه حساسیت‌برانگیز و مورد توجه بوده. بررسی دلایل این توجه و حساسیت دلیل این یاداشت وبلاگی نیست، موضوع ویژه‌تر از دیدگاه من نبودن ساز و کار بررسی شفافیت مالی در سازمان‌های خیریه‌ای‌ ماست. همان طور که می‌دانیم سازمان‌های مردم‌نهاد یا غیر دولتی (NGO) عموما دارای مجمع عمومی بوده و آن مجمع هیئت مدیره و مدیرعامل را انتخاب می‌کنند. تلاشم برای پیدا کردن اساس نامه ایگل‌هرک در سایت انگلیسی آن‌ها بی‌نتیجه ماند اما حدس‌ام این است که ایگل‌هرک به شکل مجمع عمومی اداره می‌شود. دو سازمان دیگر یعنی ایرکو و ایرکر که دارای سابقه دادگاه و شکایت حتی از همدیگر هستند با هیئت موسس و هیئت‌ مدیره‌ی دائمی بدون اشاره به گزارش‌های مالی در بخش «فارسی» سایت خود، فعالیت‌شان را ادامه می‌دهند. در سایت‌ آن‌ها می‌توانید ملاقات‌های عمومی یا مصاحبه‌های مختلفی از سوی مدیریت سازمان ببینید اما گزارش سالیانه و به ویژه‌ گزارش مالی را نمی‌توانید دریافت کنید. تنها نکته مثبت گزارش سالیانه ایرکر است که در این لینک اما به زبان انگلیسی موجود است. کمیسیون حقوق بشر زنان و مردان همجنسگرا (ایگل‌هرک) حداقل هر دو سال یک‌بار گزارش سالیانه و مالی خود را ارائه می‌دهد که از این لینک می‌توانید دریافت کنید. برای مثال در گزارش سال 2006میلادی این کمیسیون، صفحه ده، پاراگراف آخر می‌توانیم ببینیم سازمان ایرکو با کمک ایگل‌هرک شکل گرفته. در گفت‌وگوهای محفلی گفته می‌شود امنیت و مسائل امنیتی دلایل نوشته نشدن گزارش از سوی ایرکوست اما به پرسش‌های بعدی پاسخی نمی‌دهند. همین طور ایرکر و آرشام پارسی را به تخلف مالی متهم می‌کنند اما از بررسی حقوقی یا انتشار و افشاگری از سندهایی که این واقعیت را نمایان کند طفره میروند.

به نظر می‌رسد عدم توجه جدی گروه‌ها و فعالین مستقل ال‌جی‌بی‌تی‌کیو به این سازمان‌ها برای ارائه گزارش سالیانه به ویژه به زبان فارسی، بررسی گزارش بر اساس مسائل حقوقی کشوری که در آن ثبت شده‌اند و نگرانی از وضعیت خود مثلا وضعیت پناهندگی، از جمله دلایل بی‌توجهی این افراد به مساله مالی باشد. این بی‌توجهی و عدم مسئولیت‌پذیری فعالین مستقل و افکار عمومی ال‌جی‌بی‌تی‌کیو زمینه و بستر چنین جولانی را داده تا برای مثال در این سال‌ها سازمان‌های دیگری بیایند و بروند.

حالا بخش ایران ایگل‌هرک در ابتکاری غیرمنتظره حمایت گسترده‌ای از طرح‌هایی برای رفع محرومیت و دفاع از حقوق ال‌جی‌بی‌تی‌کیوهای ایرانی راه‌اندازی کرده. این موضوع در درجه‌ی اول مسئولیت ایگل‌هرک را بالا می‌برد. آن‌ها کیسه‌ای دارند که به دلیل تنها بودن در بخشش، ممکن است کیسه‌ی خلیفه یا بیت‌المال اقلیت‌های جنسی و جنسیتی ایرانیان تعبیر شود که رعایت عدالت در بخشش هزینه‌ها از این جهت مورد توجه قرار می‌گیرد. شاید به همین دلیل بوده که مدیران ایگل‌هرک تیم داوری را خارج از کارمندان و مدیران خود انتخاب کرده‌اند. این درایت و هوشمندی جای تبریک دارد اما هرگز نباید باعث بی‌توجهی یا کم‌توجهی فعال مستقل شود.

 از سوی دیگر انتظارها بالا رفته به طوری که شاید افراد بدون دریافت جبران هزینه مالی اقدامی نکنند، اقدامی برای ایگل‌هرک و به طور کلی برای جامعه ال‌جی‌بی‌‌تی‌کیوهای ایرانی. در ملاقاتی که با مدیر بخش ایران ایگل‌هرک داشتم این نقد را مطرح کردم که شاید طرح و اجرای چنین برنامه‌ای برای جامعه ما زود باشد. استدلال‌ام کمبود یا نبودن بودجه برای برنامه‌های مناسبی در گذشته بود و تصور می‌کردم شاید حمایت محفلی از ایده‌ها شاید فضا را برای اجرای گسترده برنامه همیاری به شکل فراخوان عمومی و جهانی محیا کند. ایشان آن‌طور که یادم می‌آید می‌گفتند بالاخره یک روزی باید این کار انجام می‌شد. از این جهت درست است و اشکال چندانی متوجه چنین اقدام پسندیده‌ای از سوی ایگل‌هرک نیست ولی این وظیفه‌ی فعالین مستقل است تا روحیه کار داوطلبانه را در جامعه محروم و بدون دفاع ما نگه‌دارند و تقویت کنند.

همین جا می‌خواهم به عنوان یک وبلاگ‌نویس از هیئت داوران بخواهم دقت بالایی برای تایید پروژه‌های مطرح شده داشته باشند. سرمایه‌ای که ایگل‌هرک به میان ما آورده ارزش‌مند است، اولویت‌بندی آن‌ها آن طور که در فراخوان خود مطرح کردند «طرح‌های ارسالی باید به طور خاص در زمینه دفاع، پژوهش و اطلاع‌رسانی به نفع دگرباشان جنسی ایرانی باشند» و «در این برنامه، ایگل‌هِرک توجه ویژه‌‌ای به طرح‌های مربوط به مسائل بخش‌های به حاشیه رانده شده جامعه دگرباش جنسی دارد»،  این اولویت درست و واقعی‌ست که باید برای این شناخت درست از جامعه‌ی ال‌جی‌بی‌تی‌کیوهای ایرانی به آن‌ها تبریک گفت. کارهای پژوهشی متریال‌های خام ما هستند که در دسترس نیست، دفاع از حقوق ما هنوز دغدغه اول است و اطلاع رسانی از سوی ال‌جی‌بی‌تی‌های ایرانی این روزها به کما رفته که امیدوارم به خاطر دست باز ایگل‌هرک، دهانی باز نمانده باشد و کار مستقل و داوطلبانه همچنان مانند گذشته بدون انگیزه و بهانه مالی ادامه پیدا کند، امیدوارم و امیدوارم ایگل‌هرک نیز در یک گزارش درباره طرح‌های ارسالی شفافیت مالی و اطلاع‌رسانی درست را به همه‌ی سازمان‌ها و گروه‌های اقلیتی ایرانی بیاموزد. با امید به روزهای خوب منتظر گزارش آن‌ها و خبرهای خوب هستم.

پیوست به پست: تصویر فراخوان ایگل‌هرک به زبان فارسی

خارج اس پست: از این‌که موضع خودم را به عنوان کنشگر مستقل و وبلاگ‌نویس منتقد و معترض نگه‌ داشته‌ام خوشحالم.

تماشا در تبعید (1): مارک محکوم به تنهایی‌ست

تماشا در تبعید (1): مارک محکوم به تنهایی‌ست

«سقوط آزاد» قصه‌ی تنهایی افراد دوجنس‌گراست، قصه‌ی دوجنس‌گراهراسی جامعه‌ای که ادعای تمدن دارد اما در عمل اعضای جامعه علیه یک کنش‌جنسی واکنش منفی نشان می‌دهند. فیلم «Freier Fall» -به انگلیسی Free Fall- خشونت مردسالاری جامعه‌ای‌ست که از دل یک گروه ضربت ِ پلیس آلمان بیرون می‌آید. مارک در آستانه‌ی پدر شدن و میان‌سالگی توسط کای انگل به سوی ناشناخته‌های خود هدایت می‌شود اما این احساس سرکوب شده و گنگ هزینه‌های بسیاری به بار می‌آورد. کشمکش درونی، کشمکش فرد با فرد، کشمکش فرد با محیط، شخصیت پردازی عالی و فضا سازی مناسب همگی برامده از فیلم‌نامه و کارگردانی خوب استفان لاکانت است. روند آشنایی و پس از آن پذیرفتن کنش جنسی مارک با همجنس آن‌چنان خوب پیش می‌رود که جای نقد کمی برای مهم‌ترین بخش یک فیلم‌نامه، یعنی شخصیت‌پردازی می‌گذارد. فیلم‌نامه‌ی خوب ِ کارستن لارهن و استفان لاکانت روایت درام عشقی‌ست که مثلث یک رایطه دوجنس‌گرایانه است.

البته که هیچ فیلمی بدون نقص نیست و چند نقد می‌توان به این فیلم گرفت. برای مثال در جایی که مارک معشوقه‌ی هم‌جنس خود را رها می‌کند و از سوی دیگر زن‌اش او را تنها می‌گذارد، تاثیر و زندگی کاری مارک پنهان می‌شود. گویی فیلم‌نامه‌نویس با اشاره نکردن به بازخورد رفتارهای همکاران و روند رفتن کای خود را راحت کرده باشد.

از دیگر نقدهایی که می‌شود به این فیلم گرفت، اشاره نکردن به اصطلاح و موضوع دوجنس‌گرایی با بایسکشوالیزم است. این عدم اشاره می‌تواند بیننده‌ی ناآگاه را گمراه کند. شاید فیلم‌نامه‌نویس قصد داشته بدون قضاوت و دفاع روایتگر برشی از داستان یک پدر ِ دوجنسگرا باشد، با این حال به نظر می‌رسد این فیلم می‌تواند به افرادی که از گرایش جنسی به دو جنس آگاه‌اند ولی نسبت به آن، ترس و خشم بی‌دلیلی دارند، کمک کند.

پیوست به پست: بخش‌هایی از فیلم سقوط آزاد  -«Free Fall» به انگلیسی-

خارج از پست: تماشا در تبعید نام سری پست‌هایی‌ست درباره فیلم‌هایی که در فرار ِ نکبت‌بار ِ پناهندگی به تماشا آن‌ها می‌نشینم. در این پست‌ها ممکن است محتوای فیلم‌ها افشا شود زیرا قرار است احساسم را در همان حالی که دارم نسبت به تماشای فیلمی که دیده‌ام بیان کنم. این پست‌ها نه معرفی فیلم است و نه نقد یک فیلم، تنها بیان شخصی است که محکوم به تماشا در تبعید شده.