سکس در زمان کویید: مردان همجنسگرا شروع به پذیرش شرایط معمولی تازه می‌کنند

سکس در زمان کویید: مردان همجنسگرا شروع به پذیرش شرایط معمولی تازه می‌کنند

این مطلب را از وبسایت California Healthline ترجمه کردم که در اینجا می‌توانید مطلب اصلی را به انگلیسی بخوانید. لطفا اگر نقد و نظری درباره ترجمه دارید، حتما در بخش دیدگاه‌ها بنویسید. 

(Aleksandra Alekseeva/Getty Images)

دکتر جفری کلوزنر، پزشک در لس‌آنجلس، چندین دهه است که مردان همجنسگرا را وزیت می‌کند. وی گفت: از زمان شروع عالم‌گیری کرونا، بسیاری رفتار جنسی خود را تغییر داده‌اند به طوری که نیاز به غربالگری روتین برای آزمایش بیماری‌های مقاربتی بی‌معنی شده. کلوزنر که استاد دانشگاه یوسی‌ال‌ای در رشته‌ی بیماری‌های واگیردار و عفونی‌ست ادامه داد: «آن‌ها می‌گویند: از آخرین ویزیت، با کسی در ارتباط نبوده‌اند؛ پس نیازی به آزمایش بیماری‌های مقاربتی (STD) ندارند.»

اگرچه کلوزنر متوجه‌ی تغییر رفتارها بعد از کمتر شدنِ سخت‌گیری برای فاصله‌گذاری اجتماعی در لوس‌آنجلس شده است. او گفت: «مردم دوباره به فکر روابط جنسی افتاده‌اند و از من سؤال می‌کنند آیا راه‌هایی وجود دارد که بتوانند [از کویید 19] در امان بمانند؟».

البته نگرانی در مورد ارتباط جنسی در دوران عالم‌گیری مختص به مردان همجنسگرا نیست و موضوعی سراسری‌ست. کارشناسان بهداشت عمومی، از جمله کسانی که مدت‌هاست درگیر پیشگیری از اچ‌آی‌وی هستند، می‌دانند که بخشی از افراد تمایل به پس زدن یا نادیده گرفتنِ دستورالعملهای جنسی دارند، چه استفاده از کاندوم باشد و چه محدودیت‌هایی مثل فاصله‌گذاری اجتماعی. پیر-سدریک کروچ، محقق پرستار بالینی در دانشگاه کالیفرنیا-سانفرانسیسکو، و یک متخصص در پیش‌گیری از اچ‌آِ‌وی می گوید: «وقتی با اچ‌آی‌وی درگیر بودیم کار نکرد و برای کویید هم کار نخواهد کرد».

ویروس کرونا به انتقال از راه ترشحاتِ دهان و بینی شناخته شده اما نه به شکل مشخص از طریق ارتباط جنسی. واحد بهداشت شهرداری نیویورک یک راهنمای ارتباط جنسی و ویروس کرونا تهیه کرده که در آن به ارتباط جنسی با شریک زندگی توصیه کرده اما به افرادی که به هر حال می‌خواهند با دیگران رابطه برقرار کنند پیشنهاد داده با افراد کمتری ارتباط بگیرند. این راهنما که تاکید می‌کند «بوسیدن به آسانی ویروس را منتقل خواهد کرد»، پیشنهاد می‌کند «مقداری پیچیده و متفاوت (kinky) سکس کنید» با «نوآوری در موقعیت‌های سکس و ایجادِ موانع فیزیکی مثل دیوارها که ارتباط جنسی را میسر می‌کند در حالی که از نزدیکی صورت جلوگیری می‌کند.» در هلند نیز دولت پیشنهاد داده افراد مجرد یک فرد بدون علائم را به عنوان شریک جنسی انتخاب کنند. 

برای بسیاری از مردان همجنسگرا، به ویژه در مناطق شهری، انفجار ارتباط جنسی با شرکای جنسی متعدد یک شیوه‌ی زندگی‌ست، چه مجرد باشند یا نه. بسیاری از زوج‌ها نیز در رابطه‌ی باز (open relationship) هستند.  

تحقیقات نشان داده مردان همجنسگرا، به نسبتِ دگرجنسگرایان، تمایل بیشتری به داشتن شرکای جنسی متعدد دارند. سال 2012، در بازبینی یک نظرسنجی از افراد بین 18 سال تا 39 سال نشان داد مردانی که با مردان سکس دارند، «پارتنرهای متعددی به نسبت مردان و زنان دگرجنسگرا در تمام سنین دارند».  با توجه به این مطالعه، به طور متوسط بین افراد 35 تا 39 ساله، مردانی که با مردان سکس داشتند 67 شریک جنسی در مقابل 10 شریک جنسی برای افراد دگرجنسگرا گزارش کرده‌اند. دیمون جیکوبز، یک مشاور با بسیاری از مراجعان همجنس‌گرا که مجرد است، در ماه اول قرنطینه مجرد ماند. او گفت: بعد از آن، به یک شریک جنسی معمولی و مورد اعتماد رسیده است. جیکوبز ادامه داد: «او هم برای چهار هفته تنها بود و فقط برای خرید ضروری بیرون می‌رفته و اعلایمی نداشت.» او ضافه کرد: «پس ارتباط گرفتیم و با هم دوباره معاشرت کردیم». این اواخر، بعد از اطلاع از تمرین فاضله گذاری اجتماعی افراد، او با تعداد بیشتری ملاقات کرده. همچنین او متوجه مراجعین زیادی شده که بعد از ماه‌ها تنها بودن، با همین شرایط روبرو شدن. 

«انسان می‌تواند با بخشی از درد و زجر تا یک زمانی مدارا کند در صورتی که چشماندازی از پایان آن داشته باشد.» او این را گفت و ادامه داد بعد از بیش از دو ماه مردمی که ایزوله شده بودند «تشنه‌ی لمس کردن» هستند.

یک نظرسنجی در اوایل خرداد از هزار مرد که با مردان سکس داشتند نشان داد چطور ویروس کرونا روی رفتار جنسی افراد تاثیر گذاشته. قریب به نیمی از افراد اظهار به کاهش ارتباط جنسی نسبت به پیش از عالم‌گیری ویروس کرونا داشتند در حالی که تنها یک درصد از تعدد شریک جنسی خبر دادند و 48 درصد بدون تغییر بودند. (نظرسنجی درباره تعداد و محل سکونتِ شرکای جنسی پرسشگری نکرده بود). بسیاری از مردان همجنسگرا محتاط باقی ماندند. لویز نایت‌اینگل، یک طراحِ گرافیکی بازنشسته در سنفرانسیسکو، که در دوران نخستِ اپیدمی ایدز در نیویورک زندگی می‌کرده، زمان بیشتری با اپ‌های آنلاین دوست‌یابی همجنسگرایان صرف کرده است تا سکس کردن با سایر مردان.

او گفت پیام‌های اغواگرانه‌ای برای ملاقت رو-در-رو دریافت کرده و پس زده است. به عنوان یک مرد مسن‌تر او می‌داند که در خطر بیشتری قرار دارد اما امتناع از پیشنهادات، چالش‌برانگیز بوده چرا که مسایل جنسی بخش مهمی از زندگی اوست. نایت‌انگل که در یک رابطه 16ساله است گفت: «به نظرِ بسیاری از مردان همجنسگرا، سکس یک ضرورت برای احساس ارتباط، هیجان و ارزش‌مند بودن است.»

ماه گذشته، اریک، کارگر جنسیِ 42 ساله در منهتن نیویورک، شروع به ارزیابیِ بازگشت به کار کرده. وی که یک کاردرمانگر سابق و همسرِ یک پزشک است، در اواخر اسفند سال پیش کار خود را تعطیل کرد. او در اوایل این ماه بالاخره شروع به ملاقات با مشتری‌های خود کرده.

در حال حاضر، او برای محدود کردنِ ملاقات‌ها برنامه‌ریزی می‌کند. قصد دارد تا تنها کسانی که خوب می‌شناسد را ببیند تا باور کند آن‌ها درباره ماسک زدن روزانه و بدون اعلایم بودن صادق هستند. همچنین، بجایِ هتل یا منزلِ آن‌ها، او افراد را در خانه ملاقات می‌کند. او گفت: «به نظرم رسید اگر آدم‌ها اینجا بیایند، تنها در معرضِ ویروس‌های آن افراد قرار خواهم گرفت.

او حتی در حال حاظر برنامه دارد تا مشتری‌هایی که در تظاهراتِ ضد خشونتِ پلیس حاظر شدند را رد کند. «هزار درصد تظاهرات را حمایت می‌کنم اما احتمالا این افراد زمینه‌ی ابتلا به ویروس را پرورش داده‌اند. خطرش را نمی‌پذیرم». 

دکتر کلاوسنر، پزشک لوس‌آنجلسی، در یک توصیه به مردان همجنسگرا می‌گوید تلاش می‌کند تصویر بزرگتری را ببیند. اشاره می‌کند که بیشترین کیس‌های ویروس کرونا از مراکز کاری یا خانه‌های نگهداریِ ویژه مثل خانه سالمندان و همین طور اجتماعات بزرگ مثل کنسرت و برنامه‌های مذهبی گسترش پیدا کردند. او ادامه می‌دهد: با این وجود در برنامه‌های خصوصی نیز ویروس می‌تواند فرد به فرد منتقل شود و «به راستی ظرفیتِ در معرض ویروس قرار گرفتن با خطر حضورِ افراد منحصر به فرد در آن مکان‌های شلوغ مربوط است».

جولیا مارکوس، همه‌گیرشناسِ دانشگاه هاروارد و متخصص پیشگیری از HIV می گوید: یک برداشت اشتباه، که می‌تواند خطرناک یا غیر از آن برداشت شود،  می تواند درک اقدامات دیگران را آشکار کند. وی گفت، از آنجا كه سخت‌گیری‌ها برای فاصله گذاری اجتماعی کمتر می‌شود، قریب به همه‌ی افراد انتخاب خواهند کرد و به میزانی در کارهای خطرناک مشارکت خواهند کرد، با این حال با استانداردهای متفاوت قضاوت خواهند شد. 

او گفت: «وضعیت‌های بی‌خطرِ بسیار کمی وجود دارد. مردان همجنسگرا برای معاشرت جنسی شماتت خواهند شد در حالی که افراد دگرجنسگرا که برای شام با هم جمع می‌شوند، کمتر احتمال شماتت شدن خواهند داشت. 

By David Tuller: JUNE 23, 2020

 

قصه نخست: ملاقات در پارک دانشجو

قصه نخست: ملاقات در پارک دانشجو

این پست مربوط به قصه نخست پادکست «قصه‌های هویت درون» است که از طریق رادیو رنگین کمان در روز دوشنبه دوم آذر 1394 پخش شده است. این برنامه را می‌توانید از طریق ساندکلودگوش کنید.

رادیو رنگین کمان هر دوشنبه و جمعه ساعت 08:30 شب به وقت ایران روی موج کوتاه  41 متر فرکانس 7575 و یا ۱۹ متر فرکانس ۱۵۶۰ پخش می‌شود. همین طور از طریق ماهواره هاتبرد، به فرکانس 12597 عمودی، یعنی کانال  رادیو جهانی هر روز 10:30 صبح و یا 11 شب به وقت تهران، می‌تونید شنونده باشید. اگر به هیچ کدوم از این‌ها دسترسی ندارید، از طریق سایت رادیو رنگین کمان و یا اپیلکشن اندروید و آی‌او‌اس روی تلفن همراه، می‌تونید رادیو رو دریافت کنید.کانال رادیو رنگین کمان در تلگرام نیز یک راه دیگر برای دریافت و شنیدن است.

این هفته در شبکه‌های اجتماعی، ویدیویی دست به دست می‌شود که آزار و اذیت یک ترنس رو در غرب کشور نشون میداد. همین طور در هفته‌ای که گذشت، 29 آبان، روز گرامی‌داشت ِ قربانیان ترنس بود.

ملاقات در پارک دانشجو…

از اتوبوس که پیاده شدم، احساس کردم غریبی این شهر داره قلبم رو تند تر میزنه. سارا بهم گفته بود با مترو برم، ایستگاه ِ ولی‌عصر پیاده بشم اما توی مترو مونده بودم، چهاراه ولی‌عصر یا میدون ولی‌عصر؟ از مردی که کنارم بود پرسیدم: «ببخشید، برای این که برم پارک دانشجو، کدوم ایستگاه باید پیاده شم؟». تسبیه دونه درشتش رو یک دور چرخوند و سر تا پام رو برانداز کرد و بعد از کنارم رفت. دختر دانشجویی که سمت دیگه‌ام ایستاده بود، بهم گفت: «چهارراه ولی‌عصر».

آدم‌ها توی واگن چسبیده بودن بهم. چندتا ایستگاه بعد که آدم ها خارج و وارد شدن، پسری پشت سرم اومد، بعد حس کردم دستش رو روی باسنم گذاشته. پیشونیم داشت خیس میشد، سرم رو پایین انداختم، نمی دونستم باید هوار بکشم و فحشش بدم یا بزارم بی سر و صدا دست مالیم کنه. می دونستم اگه سر و صدا کنم، منو مقصر می دونن و ممکنه برام دردسر بشه اما این طوری هم که نمیشد هر غلطی خواست بکنه. سعی کردم جا بجا بشم.

سارا بهم گفته بود، همه ترنس‌های تهران اونجا جمع میشن، یعنی بهش گفته بودن. می‌گفت الی، اونجا یکی رو پیدا کرده بود که بهش جا داده بوده، پیر مرد مهربونی بوده که الی هم باهاش می‌خوابیده. اونم بعدا یک کاری پیدا می‌کنه و با یکی از بچه‌های گی، خونه می‌گیره.

سرم رو که برگردوندم، پارک رو دیدم. به حوض وسط پارک که رسیدم، همه جور آدمی دیدم اما روی بعضی از نیمکت ها مردهایی نشسته بودن که از لحظه ورودم به پارک، منو زیر نظر داشتن، زیر چشمی نه…، بهم زلزده بودن. احساس کردم با پیشونیم، کف ِ دستمم داره خیس میشه. دو کف ِ دستم رو به مالیدم و نفس عمیقی کشیدم و روی یکی از نیمکت ها که خالی بود، نشستم. کمی نگذشت که یکی مثل خودم اومد با خنده گفت: «چطوری» و کنارم نشست. شال ِ صورتی کم عرضی روی موهاش انداخته بود و رژ همرنگ با شال و مانتوش به لبش می درخشید. با تعجب پرسیدم: «میشناسمت؟». گفت: «تو هم از شهرستان اومدی؟» اومدم جوابش رو بدم اما ادامه داد: «فکر کنم بار اولته. مشقاتم اوردی» بعد زد زیر خنده. شالم رو از لبه جلوش، روی ماهم کشیدم و پرسیدم: «اینجا همین طوری با هم دوست میشن؟».

این شال رو سارا بهم داد، منم فقط خونشون می پوشیدم. بهش گفتم «دوست دارم با همین شال برم تو خیابون، برم خرید، حتی جلو پسردایی‌هام دوست دارم همین شال زرده رو بزنم». وقتی از خونه بیرون زدم مانتوی کرمش رو بهم داد و با همین شال از خونشون رفتم سمت ترمینال و برای تهران بلیط گرفتم.

شالم رو از لبه جلوش، روی موهام کشیدم و پرسیدم: «اینجا همین طوری با هم دوست میشن؟». گفت: «من با همه این طوری دوست میشم.» بعد پرسید: «بابا ننت میدونن اومدی؟». منم پرسیدم: «تو الی میشناسی؟». پرسید: «کدوم الی؟».

سایه یک مردی روی صورتش افتاد. سرم رو بالا کردم و دیدم مرد قد بلندی با تیشرت طوسی و شلوار جین جلوم ایستاده. گفت: «چطورید دخترا». این اولین باری بود که یک مرد منو دختر صدا میکرد. بهش گفت: «دیلاق چی میخوای». اون مرد با خنده گفت: «شما ها رو»، بعد اینقدر بلند که چند نفری نگاهشون رو برگردوندن. از پشت سر یک پلیس به سمتمون اومد. به مرده گفت: «مامورا». مرد سر برگردوند و بعد تن چرخوند و دور شد. با نگرانی پرسیدم: «ما رو میگیرن؟». گفت: «اگه تابلو بازی در نیاری…، نچ». بعد با خنده گفت: «واسه شروع برو زیر پل کالج، اوتو بزن» و بهم چشمک زد، پرسیدم: «اوتو؟». گفت «برو لب خیابون، سوارت میکنن، همه جوره دور دور میکنی». خندید و بلند شد و دور شد. پلیسه که بعد رفتن اون مرد، راهشو کج کرده بود، از دور بهم نگاه میکرد، چندتا پیر مردم هم خیلی شیک پوش بودن بهم نگاه میکردن. پاشدم تا از پارک خارج بشم.

متوجه نشدم از کدوم طرف در بیرون اومدم. خیابونش کوچیکتر بود، تاریک تر هم بود. کمی شروع کردم به قدم زدن که ماشینی کنارم ایستاد. یک پسر حدودا 27-8 ساله با ته ریش پشت فرمون بود. گفت: «برسونمت». ازش پرسیدم: «ببخشید، پل کالج کدوم سمته؟». پسره نگاهی بهم کردن و با طعنه گفت: «می خوای بری زیرش؟». چارشونه بود و پیرهن چهارخونه پوشیده بود. سیگار رو به لبش گرفت و با پکی که زد، لپ‌های صورت ِ استخونیش چال افتاد. بعد با یه صدای مهربون بهم گفت: «بیا بالا دیگه!».

هنوز در ماشین رو نبسته بودم که راه افتاد. پرسیدم: «اسمت چیه؟» در حالی که داشت مسیج میزد جواب داد «جواد»، بعد پرسید: «تا حالا با کسی بود». لبخندی رو لبم اومد و سرم رو پایین انداختم. زیر چشمی نگاهی بهم انداخت و جووون کشداری کشید و گفت: «جیگر منی تو». داشتم فکر میکردم اگه آدم خوبی باشه، چقدر خوب میشه باهاش بمونم که نیش ترمز زد. دو نفر از داخل مغازای به سمت ماشین اومدن و عقب نشستند. فهمیدم رفیقاشو با مسیج خبر کرده. تا اومدم به خودم بیام، راه افتاده بودم. گفتم: «چه خبر؟». گفت: «قراره حال کنیم دیگه». سرش رو برگردوند عقب و به رفیقاش با خنده گفت: «تا حالا نداده». پیچید تو بزر راه و با سرعت ماشین قلب منم تندتر میزد. احساس کردم همه چیز تغییر کرده، صورت پسره شبیه گرگی شده که خون از دندوناش میچکه. فریاد کشیدم: بزن کنار… بز کنار…، رفیقش از پشت، دستش رو به تنم کشید و خودش بعد از زدن تو دنده پنجم دستش رو به رونم کشید. دستاشون رو پس زدو جیغ کشیدم و فحش دادم، بعد در رو باز کردم و خودم رو انداختم بیرون.