17می 2015 به یاد پسر

اگر بخواهم درباره‌ی هوموفوبیا و مبارزه بنویسم حرف‌هایم تکراری می‌شود. از صفحه «در باب هوموفوبیا» تا پست 17می 2010، 2011، 2012، 2013 و 2014 حرف‌ها تقریبا همان است که گفتم. ما هنوز با توان انسجام بدون اعتماد به نفس چشم به تکثرگرایی رئیس‌های رئیس‌بازی‌طلب و خودنماهای فرافکن اندوخته‌ایم و با شاید 30درصد بازده در حال…

نیک‌آهنگ کپک را به شادی‌ها چسباند

راستی‌آزمایی خبر و یا گذاره‌ای یک کار مهم است، البته گاهی موضوعی از دست می‌رود مثل پست‌ چند ماه پیش‌ام برای همیاری ایگل‌هرک که گذاره‌ی غلطی درباره «دادگاه و دادگاه کشی آرشام پارسی و ساقی قهرمان» از دست‌ام در رفته بود. برایم مهم است که اگر فرد یا مجموعه‌ای اشتباهی کرد؛ نخست اشتباه را گردن…

گی بودن و پناهنده شدن (قسمت پنجم)

پژمان و حسن، رفقای هفت ساله‌ام در ایوان خانه‌ی یک دوست مشترک، با آبجو و ماءالشعیر انار هوفنبرگ که دوست داشتم، ضیافت خداحافظی برگزار کردند. روز قبل تلفنی تهیه کرده بودم تا در دوران پناهندگی بدون لبتاب، کمی خودم را به آن سرگرم کنم، با آن عکس گرفتیم و خاطره را ثبت کردیم. درباره‌ی رفتن‌ام کسی…